تبليغاتX
شهر سینما
شهر سینما : پوستر فیلم سینمایی " قتل جسی جیمز به روایت رابرت فورد " آخرین فیلم براد پیت را در زیر می بینید.

                                     قتل جسی جیمز   قتل جسی جیمز

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/07/24ساعت 18:54 توسط حامد |


علی سنتوریاختصاصی شهر سینما : زمستان 1385- هوا سرد بود.جشنواره تازه شروع شده و خبری از اثر استاد نبود.سر و صدای زیادی به پا شده بود و این سر و صدا و نارضایتی تا تا آخرین روزها نخوابید.تا روزی که مشخص شد خانه های موسوم "به بعدا اعلام می شود " مجالی هرچند کوتاه خواهد بود برای نمایش آخرین اثر استاد .شیفتگان استاد برای هر نوبت نمایش از ساعت ها قبل جلوی سینما به انتظار می نشستند و وقتی موعد فرا می رسید با پاهایی ناتوان قدم در سالن تاریک سینما می نهادند . آخرین اثر استاد خستگی را از یاد می برد و این گونه لحظاتی به یاد ماندنی در خاطرات آن ها باقی ماند.

آخرین روز جشنواره فرا رسید.عجیب بود .استاد توانسته بود با حدود پنج بار اکران روی دست کسی بلند شود که تصاویرش از ابتدا روی پرده رفته بود.فیلم استاد به طور مشترک با حاجی توانست منتخب مردم شناخته شود.البته اثر استاد جایزه دیگری نیز به دست آورد . برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد تنها دفاعی که توانست از استاد و گروهش به عمل آورد سخنانی بود که با وقار گفته شد و حسن ختامش این گونه بود : " تقدیم به همه سنتوری ها " و اما حاجی که مثل اخراجی ها به نظر می آمد و سخت عصبانی بود با خواهش وتمنا روی سن رفت و با چهره ای سرخ و دستانی لرزان این گونه گفت :

 " من نه مرغ می خوام نه سیمرغ "     

 

بهار 1386 – هوا هم سرد بود وهم گرم . تصاویر ضبط شده توسط حاجی اکران گسترده ای داشت و توانست رکورد فروش را بشکند . حاجی هم در حاشیه بسیار پررنگ ظاهر شد.شاید حتی پر رنگ تر از متن . بعد از آن تصاویر ضبط شده بود که نقاب عجیبی چهره ی سینما را دگرگون کرد.نقابی که شاید یکی از بهانه های رفقای حاجی برای عدم اکران اثر استاد شد . آن ها چه می توانستند بگویند جز اینکه رسوایی نقاب را به دولت قبل منتسب کنند؟

 

علی سنتوریتابستان 1386 – هوا گرم بود . اما نه مثل همیشه . گرمایی سخت و طاقت فرسا . با اینکه دیگر اثری از صدای زیبای یکی از بهترین های کشور در فیلم شنیده نمی شد و فیلم مجوز گرفته و در نوبت اکران قرار گرفته بود چند روزی مانده به اکران رفقای حاجی بلند شدند و گفتند :"اکران ؟ کی همچین چیزی گفته ؟ "اما این کافی نبود و بالاخره حکم اعدام آخرین اثر استاد صادر شد.رئیس که اتفاقا رفیق حاجی هم بود خیلی راحت گفت : "سنتوری قابلیت نمایش ندارد."و خیال همه را راحت کرد. پس از اعمال سلیقه مدیران و معاونان محترم که ناگاه استعفا می دادند ، تنها دستور خود رئیس بود که می توانست به آبروریزی ها پایان دهد و بدین ترتیب معنای دقیقی از واژه "هردمبیل" مشخص شود و ای کاش بزرگان فرهنگ مملکت زنده بودند تا آن را در لغت نامه هاشان ثبت کنند . و جالب اینجا بود که یکی از وردستان رئیس این اتفاق را اقتدار عنوان کرد.آیا سوابق ساختمان شمالی بهارستان و سایر ساختمان های هم ردیفشان که در سرتاسر شهر پراکنده اند کافی نبود تا این دسته گل نیز به آن ها اضافه شود ؟ کاش کسی بود تا به آنها بگوید چرا با این همه دسته گل ، گل از قبرس می آورید . یک سری از رفقای حاجی و رئیس هم در ادامه قربان صدقه رفتن های خود در پایگاه اطلاع رسانی شان این گونه نوشته اند : " (...) ، یک تنه در برابر مافیای ابتذال و آلودگی " کاش کسی بود تا به آن ها بگوید مگر اهالی سینما همبازی شمایند که همچین کلمات ناپسندی به آن ها نسبت می دهید.این افراد که از کلمه مقدس الله در نام گروهشان استفاده کرده اند در اظهاراتی تند حمایت از سنتوری را کار مافیای سیاه سینمای ایران دانسته اند و علاوه بر نشان دادن سنتوری در مقابل دین ، جای استاد را ته خط انداخته اند.کاش کسی بود تا به آن ها بگوید شما که دم از دین می زنید چه طور به خود اجازه ی توهین به یکی از آبروهای این سرزمین را می دهید . مگر مملکت ما مملکت گل و بلبل است که این طوری به بزرگانش اهانت می کنید ؟این پایگاه اطلاع رسانی که بیشتر به پایگاه مقاومت شباهت دارد از مدیر جلسه پرسش و پاسخ سنتوری در جشنواره فجر انتقاد کرده و رفتار او را تند و بی ادبانه عنوان کرده است.کاش کسی بود تا به ان ها بگوید چرا شما که خود بویی از ادب و رفتار مودبانه نبرده اید ، به آن ها خرده می گیرید. این پایگاه خاطرنشان کرده است که مهرجویی اعتباری کاذب دارد و آلت دست بدخواهان قرار گرفته است.کاش کسی بود تا به آن ها بگوید دیدیم که حاجی چه اعتبار صادقی دارد.آن ها در ادامه سخنان گوهر بارشان رئیس را فردی ریشه دار در خانواده ای متدین و مبارز دانسته اند و گفته اند : " در زمانی که رعب شاه آمریکایی بود و پس از آن نیز گام در میدان نبرد با استکبار در کربلای هشت سال دفاع مقدس نهاد ، … ، اینک جبهه ای دیگر در مقابل اوست و طیفی دیگر از آلودگان که به تقابل با آن ها برآمده است." کاش کسی بود تا به آن ها خسته نباشیدی بگوید و لیوان آبی دستشان بدهد . آخر این مجاهدان تا به کی باید در حال رزم پشت جبهه ها باشند ؟ آیا آن ها که اقدام رئیسشان را برخاسته از آرمان های انقلابی می دانند ، چیزی از انقلاب سرشان می شود ؟ آیا ذره ای از شخصیت رهبر فقید انقلاب را درک کرده اند تا با کلماتی نامناسب از کارگردان تنها اثر سینمایی مورد پسند رهبر انقلاب (فیلم سینمایی گاو ) پذیرایی نکنند ؟ …

و اما شهر سینما مجالی بیش از این ندارد و داستان ما همین جا به پایان می رسد . کاش کسی بود تا از آن ها بپرسد داستان شما کی به پایان خواهد رسید …

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/05ساعت 22:22 توسط حامد |


سينماي ما - فیلمنامه و ساختار، نوع و امکانات عرضه و پخش، استقبال مردم و مضمون و نگاه ملی از معیارهای انتخاب "میم مثل مادر" به عنوان نماینده سینمای ایران برای حضور در بخش اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان است.

روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی اعلام کرد کمیته انتخاب فیلم ایرانی برای اسکار که بر اساس فهرست پیشنهادی ارائه شده از سوی خانه سینما و با همفکری و سازماندهی بنیاد سینمایی فارابی تشکیل شده بود، در مرحله نخست بررسی را به هشت فیلم از میان محصولات به نمایش درآمده محدود کرد.

امیر اسفندیاری سخنگوی این کمیته اعلام کرد: "پس از اعلام هشت فیلم در مرحله اول، در مراحل بعدی پس از بررسی گزارش‌هایی در خصوص سطح موفقت فیلم‌ها در مجامع داخلی و خارجی، اکران عمومی، سوابق کمپانی‌های عرضه کننده در خارج از کشور و بازخوردهای مطبوعاتی و انتقادی در نشریات خارجی، اعضا کمیته به "پاداش سکوت" میری، "خون بازی" بنی‌اعتماد و عبدالوهاب، "زمستان است" پیتز، "میم مثل مادر" ملاقلی‌پور و "وقتی همه خواب بودند" حسن‌پور رسیدند."

وی ادامه داد: "با توجه به بررسی‌های به عمل آمده به لحاظ فیلمنامه‌، کارگردانی و مسائل فنی و امکان تاثیرگذاری بر مخاطبان، نظر هیئت انتخاب به سه فیلم "پاداش سکوت"، "خون بازی" و "میم مثل مادر" متمرکز شد. در آخرین جلسه این کمیته فیلم "میم مثل مادر" مرحوم ملاقلی پور به اتفاق آراء و با بررسی جمیع جوانب به عنوان نماینده سینمای ایران در هشتادمین مراسم اسکار معرفی شد."

امیر اسفندیاری، محمد بزرگ نیا، کمال تبریزی ، مجتبی راعی، محمدرضا سکوت، علیرضا شجاع نوری، رسول صدرعاملی، تقی علیقلی‌زاده و اکبر نبوی اعضا کمیته انتخاب فیلم ایرانی برای حضور در مراسم اسکار بودند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/05ساعت 22:20 توسط حامد |