ایسنا : عباس كيارستمي جديدترين فيلمهاي كوتاهش را با عنوانهاي موقتي "پرندگان" و "تخممرغها" براي نخستينبار، در ايران بهنمايش گذاشت. در سومين روز از هفتهي فيلم مستند 6+25 كه در خانهي سينما برپاست، ابتدا فيلم مستند "نامهها" كه روايتي از نامهنگاريهاي تصويري اين كارگردن ايراني با "ويكتور اريس" - كارگردان اسپانيايي - است در مدت 70 دقيقه نمايش داده شد. اين مستند كه نسخهاي جديدتر و كاملتر از مستندي است كه سال گذشته در جشن تصوير سال بهنمايش درآمد، تا پايان فوريه 2007 - بهمنماه سال گذشته - نامهنگاريهاي اين دو كارگردان را بهنمايش ميگذارد. در ادامه، عباس كيارستمي كه خود در برنامه حضور نداشت بهواسطهي دبير جشن ناصر صفاريان پيغام فرستاد كه دو فيلم كوتاه ديگري كه در ادامه بهنمايش درخواهند آمد، هنوز نام قطعي و تيتراژ آن مشخص نشده است و اين نخستين نمايش آنها بهشمار ميرود. اين دو مستند با مدت زمان 17 و 15 دقيقه بهنمايش درآمدند.
شهر سینما : برای به دست آمدن موفقیت در هر زمینه ای عوامل مختلفی دست به دست یکدیگر می دهند تا این امر رخ بدهد.این مساله در مورد سینما نیز صدق می کند . متاسفانه در کشور ما عوامل مختلفی دست به دست هم داده اند تا سینمای ما پس از گذشت این همه سال از ساخت اولین فیلم ایرانی (سال ۱۳۰۸) هنوز به موفقیت چندانی در زمینه های مختلف از جمله فروش ، راضی کردن مخاطب و یا حتی مطرح شدن در سطح جهان دست نیافته باشد .در این شماره به بررسی محدود تعداد محدودی از این عوامل پرداخته ایم .
عامل شماره ۱ ، تهیه و ساخت فیلم های بی محتوا :بعضی از کلمات در هر منطقه ای از این کره ی خاکی به گونه های متفاوت تفسیر می شوند . کلمه ی فیلم سازی نیز از این قائده مستثنا نیست . از آمریکا و هالیوود گرفته تا هند و بالیوود . سینمای آمریکا دنیا را در حالی به تسخیر در می آورد که هندی های شاد از اینکه می توانند تصویرشان را در جایی به غیر از آینه ببینند خوشحال اند و بی وقفه در حالی که دوربین به دست دارند از همدیگر فیلم می گیرند .و در این میان مردم بدبخت کشوری به نام "سوازیلند" احتمالا با شنیدن کلمه ی فیلم فکر می کنند بهشان توهین شده . اما قضیه در کشور ما فرق می کند . در اینجا فیلم و فیلم سازی تفاسیر گوناگونی دارند. ما فیلم ساز خوب کم داریم و البته هوای خیلی هایشان را هم نداریم . جالب است بدانید که نام هشت فیلم ایرانی در کتاب "۱۰۰۱فیلم دیدنی قبل از مردن" ذکر شده است که واقعا جای خوشحالی دارد.بیش از ۶۰ منتقد معروف ، کارشناس و مدیران جشنواره های معتبر جهانی و … این ۱۰۰۱ فیلم را برگزیده اند و فیلم سازانی چون عباس کیارستمی ، جعفر پناهی ، داریوش مهرجویی و محسن مخملباف کسانی هستند که نامشان به نمایندگی از ایران در این کتاب درج شده است . و البته خالی است جای هنرمندانی چون مجید مجیدی و ابراهیم حاتمی کیا . اما از این تعداد اندک که بگذریم با خیل عظیمی از افراد به "اصطلاح فیلم ساز" رو به رو هستیم . روشن فکر و سیاستمدار و فارغ التحصیل فیلم سازی ! اینجا همه فیلم سازی را بلدند . خیلی خوب هم بلدند . هر سال با تعداد بسیاری از این فیلم های دور ریختنی رو به رو هستیم که به شدت سطح کیفی سینمای ما را زیر سوال می برند . با سابقه تر ها هم دست کمی از جوان تر ها ندارند و اگر به فیلم های اکران شده در تابستان نگاهی بیندازید با شاهکارهایی چون پارک وی و رئیس رو به رو می شوید که هر خوش ذوقی را سرحال می آورند . کسان دیگری چون پوران درخشنده و سیروس الوند هم که ماشاالله خستگی ناپذیرند و در حالی که لحظه ای دست از تلاش برنمی دارند به طور مداوم در حال انجام وظیفه هستند .با وجود چنین کارگردان ها و چنین فیلم های بی محتوایی چگونه می توان انتظار موفقیت داشت؟
عامل شماره ۲،کمبود امکانات :چند هفته پیش برای تماشای گزیده ای از آثار یکی از برترین کارگردانان جهان (اینگمار برگمن ) به موزه هنرهای معاصر رفتم . وقتی که رسیدم متوجه شدم که یک هفته زودتر آمده ام و تصمیم گرفتم به خانه برگردم.اما تصمیم گرفتم به سینما بلوار که در همان حوالی بود و کلاهی برای باران را نمایش می داد بروم و این فیلم را که مورد قبول تعدادی از دوستانم واقع شده بود ببینم. بلیطی به ارزش ۵۰۰۰ ریال (!) تهیه کردم و وارد شدم . لوستر بزرگی از سقف آویزان شده بود که آدم را یاد امامزاده ها می انداخت . بعد از حدود ۲۰ دقیقه تاخیر وارد صحن اصلی شدم . با یک مخروبه ی جن زده رو به رو بودم . "قسمتی از سقفش ریخته بود . تعداد زیادی ازصندلی هایش مثل صندلی اتوبوس های شرکت واحد پاره پوره شده بود . به کف زمینش هم که پوست تخمه ها جلوه ی خاصی بخشیده بودند . لوسترهای دیواری قدیمی هم روی دیوار قهوه ای رنگش به ترسناک تر شدن فضا کمک می کردند . فکر کنم بوی نم هم می آمد . صدایی هم که پخش می شد از کیفیت مناسبی برخوردار نبود و حست ختام همه ی این ها متوقف شدن پخش فیلم بود که چند دقیقه ای طول کشید .مگر تهران پایتخت چند تا سینما دارد که چندتایش باید به این شکل و تا این حد از استاندارد دور باشند ؟ در سینماهای شهرستان ها هم که علاوه بر داشتن مشکلات کمّی و کیفی ، فیلم وقتی اکران می شود که سی دی هایش به صورت رسمی عرضه شد . و با این وجود دیگر چه رغبتی برای تماشای فیلم باقی می ماند ؟
عامل شماره ۳ ، سایر موارد : اگر به شما بگویند که با شنیدن کلمه ی مجوز اولین چیزی که به ذهنتان می رسد چیست ، چه می گویید ؟ آیا جوابتان امیدوار کننده است ؟ بگذریم . به نظر شما چرا اخراجی ها توانست بیش از یک میلیارد تومان فروش کند و رکورد را جا به جا کند ؟ سوابق سیاسی کارگردان ، حضور بازیگران نام آشنا ، شوخی های بی مزه و … از جمله دلایل فروش فوق العاده این فیلم نبودند؟ خیلی ها از دیدن اخراجی ها لذت بردند.شعرهایش را زمزمه کردند و تکیه کلامشان شد "ایول ، ایول … " . چنین فیلم های کوچکی خیلی خوب جایشان را در دل مردم باز می کنند و بدین ترتیب ما به دست خودمان کاری می کنیم تا فیلم های پرمحتوا مجالی برای عرض اندام پیدا نکنند و اخراجی های ۲ و ۳ ساخته شوند . ما خود زمینه ی ساخت یک دوگانه و یا شاید یک سه گانه ی بی ارزش را فراهم می کنیم …
کاش مهر این سینما به دل ها ، می افتاد تا صبحی رسد و مهری طلوع کند …
| « بهترین سریال ماه مبارک رمضان » |
|
کدام یک از گزینه های زیر بهترین سریال ماه مبارک رمضان خواهد بود؟ |
1- اغما ۲۲ رای و ۲۱.۳ درصد
2- میوه ممنوعه ۲۲ رای و ۲۱.۳ درصد
3- یک وجب خاک ۱۴ رای و ۱۳.۵ درصد
4- شکرانه ۴۵ رای و ۴۳.۶ درصد |
|
|
سینمای ما : همه میخواهند با آل پاچینو (Al Pacino)، رابرت دنیرو (Robert De Niro) و جک نیکولسون (Jack Nicholson) کار کنند به جز فرانسیس فورد کاپولا (Francis Ford Coppola). این کارگردان مطرح 68 ساله آمریکایی و خالق آثار ماندگاری همچون «پدرخوانده» و «اینک آخرالزمان»، از این سه اسطوره بازیگری به خاطر بیاحساسی به شدت انتقاد کرد. او که با پاچینو و دنیرو در «پدرخوانده قسمت دوم» کار کرده است در مصاحبهای با نشریه جی کیو که در شماره ماه نوامبر آن به چاپ رسیده است گفته : "من احساس نمیکنم که نقشی وجود داشته باشد که این آدمها بازی کنند و آن نقش فوقالعاده از کار دربیاید. چون که اگر چنین چیزی وجود داشت، آنها این کار را میکردند!" و ادامه میدهد : "پاچینو همیشه دوست داشته تئاتر کار کند. او میخواست پیر گینت کار کند. او میخواست شکسپیر کار کند. پاچینو خواهد گفت اوه، من کنار یک بخاری در نیویورک بزرگ شدهام و هرگز به لسآنجلس نمیروم."
او در مورد دنیرو هم میگوید که او "پولدار و قدرتمند" است و از نیکولسون جاهطلبتر است. کاپولا درباره دنیرو میگوید : "فکر میکنم اگر نقشی بود که دنیرو تشنهاش میبود دنبالش میافتاد ولی جک نیکولسون نه. جک پول و نفوذ دارد و فکر میکنم که کمی هم شبیه [مارلون] براندو است، اما براندو وارد بعضی لحظات سخت هم میشد."
کاپولا درباره نیکولسون که همیشه در جلوی صف بازیگران اسکاری و حامیان تیم بسکتبال لسآنجلس لیکرز بوده است میگوید که او "همیشه یک جورهایی شوخطبع" بوده و یک هالیوودی پرحرف است و در ادامه میگوید : "او یک ذره خوی شیطانی دارد. او باهوش است، او همیشه با آدمهای کله گنده و روسای استودیوها درگیر است."
و در نهایت هم میگوید : "نمیدانم که اینها دیگر چه میخواهند."
سينماي ما - فيلمبرداري "دايره زنگي" اولين ساخته بلند پريسا بختآور به روزهاي پايانياش نزديك ميشود و پيشبيني ميشود تا 10 روز آينده به پايان برسد. سيد جمال ساداتيان تهيهكنندهي اين فيلم گفت: گروه فيلمبرداري هماكنون در خيابانهاي تهران مشغول گرفتن صحنههاي خارجي هستند و هايده صفيياري نيز سيدرصد از تدوين را انجام داده است. بازيگران اين فيلم كه نگار فروزنده هم به جمع آنها پيوسته است هديه تهراني، مهران مديري، باران كوثري، صابر ابر، امين حيايي، بهاره رهنما، اميد روحاني، محمدرضا شريفينيا، گوهر خيرانديش، نيلوفر خوشخلق، نيما شاهرخشاهي، اكرم محمدي، امير نوري، مليكا شريفينيا، محسن قاضيمرداي، كيانوش گرامي، آفرين چيتساز و مهدي پاكدل هستند. فيلمنامه "دايره زنگي" توسط اصغر فرهادي نوشته شده و مرتضي پورصمدي مديريت فيلمبرداري آن را عهدهدار است. در خلاصه داستان اين فيلم به تهيهكنندگي جمال ساداتيان آمده است: صبح روز جمعه شيرين و محمد تنها تا پايان روز فرصت دارند هزينه تعمير ماشين را كه با آن تصادف كردهاند را تأمين كنند. اين دو به ناچار راهي خانهاي در شمال شهر ميشوند تا با كاري كه انجام ميدهند پول مورد نياز را تأمين كنند. بختآور پيش از اين مجموعه "من يك مستأجرم" را ساخته است.
