تبليغاتX
شهر سینما
پوستر زیر متعلق به سایت سینمای ما است.

                     دایره زنگی

+ نوشته شده در جمعه 1387/01/16ساعت 16:2 توسط حامد |


مصاحبه زیر از سایت سینما پرده گرفته شده است:

-توانستيد اين بار «سنتوري» را با خيال راحت ببينيد؟

بله، دفعه قبل در جشنواره پارسال با هزار بدبختي و توي صف ايستادن و واسطه تراشي و رفاقت و پارتي بازي، بالاخره توانستم در سالن سينما ايران سنتوري را ببينم ولي اين بار قضيه فرق مي کرد و توانستم با خيال راحت و در خانه نسخه کامل را تماشا کنم.


-اين دفعه چه چيز و کدام قسمت فيلم برايتان مهم بود، دنبال اسم خودتان هم بوديد که در نسخه جشنواره پارسال حذف شده بود؟

اصلاً، اين بار هم حواسم بيشتر به بازي بهرام غرادانف بود. باز هم مثل دفعه قبل بازي اش مرا تحت تاثير قرار داد. دفعه قبل وقتي آن قسمتي را ديدم که او با وجود گرسنگي و بي غذايي، سوسيس هايش را بين معتادان تقسيم کرد، واقعاً بغض کردم. بعد از ديدن فيلم، باز هم بازي اش را تبريک گفتم. البته اين بار با sms.


-از ديدن اسم خودتان در تيتراژ شروع فيلم و شنيدن ترانه ها با صداي خودتان چه حسي داشتيد؟

اگر بگويم هيچ حسي باورتان مي شود. بيشتر حواسم به خود فيلم و بازي بهرام بود.


-يعني بعد از اين همه مدت کشمکش به دليل حضور صداي شما و حذف اسم و صدايتان، الان که فيلم با اسم و صداي خودتان پخش شده هيچ حسي نداريد؟

واقعاً نسبت به صداي خودم و اسمم هيچ حساسيتي نداشتم. آهنگ هاي خودم را که هزار بار شنيده بودم و برايم تکراري شده بودند. آنها هم که بايد، مي دانستند که ترانه ها را من نوشته ام و خواننده ترانه ها محسن چاوشي است. پس دليلي نداشت که خوشحال باشم.


-اما سال گذشته ناراحتي و نارضايتي خود را از حذف نام تان از تيتراژ فيلم اعلام کرديد؟

سال قبل از حذف اسمم ناراحت نبودم، از نوع برخوردها ناراحت بودم، چون همان طور که گفتم همه مخاطبان «سنتوري» مي دانستند که خواننده ترانه ها منم. باور کنيد امسال هم بيشتر از اينکه خوشحال باشم، از ديدن سنتوري و نسخه کامل آن ناراحت شدم.


-به نظر مي آيد تنها برنده پخش فيلم سنتوري محسن چاوشي باشد که با وجود همه شايعات از حذف اسم و صدايش تا جايگزيني صداي بهرام رادان بالاخره فيلم با صدا و آهنگ هاي خودش پخش شد.

اين را مي گويم که فقط مطمئن شويد واقعاً حس واقعي ام را مي گويم. اين را قبول دارم که هر کاري که مي شد براي حذف اسم و صداي من از فيلم صورت گرفت ولي وقتي «سنتوري» با اسم و صدا و موسيقي من پخش شد، هيچ حس پيروزي، انتقام و… نداشتم فقط به اين دليل که مطمئن بودم کار خودم را انجام داده ام و موسيقي ترانه هاي فيلم مال خودم است، حتي اگر طبق شايعاتي که واقعيت هم نداشتند، بهرام آنها را با صداي خودش بازخواني کرده باشد. همين حس مالکيت و حسن انجام کار بود که کمکم مي کرد درباره سنتوري به حاشيه نروم. ولي باز هم مي گويم واقعاً براي تهيه کننده سنتوري ناراحت شدم.


-از بحث سنتوري خارج شويم و برويم سراغ موسيقي خودتان، موسيقي شما موسيقي و سبک و لحني داشت که در خلاف جريان آب حرکت مي کرد…

يعني چي؟


-مثل اولين کارتان «نفرين» ترانه يي که به نوعي بدعت گذار ترانه ها و آهنگ هاي «نفرين کننده» امروز بود، يا سبکي تلخ و سياه که تا امروز هم در کارهايتان ادامه دارند.

من از خواندن «نفرين» و ترانه «الهي سقف آرزوت خراب بشه روي سرت» الان پشيمانم. آن زمان نبايد آن ترانه را مي خواندم چون هيچ عاشقي، معشوقش را نمي تواند نفرين کند و آرزوي مرگ او را داشته باشد، ضمن اينکه تا جايي که امکان دارد همه بايد سعي کنند مثبت بخوانند. حالا ديگر مي خواهم ترانه هايي بخوانم که اميد و نگاه مثبت در آنها وجود داشته باشد. ضمن اينکه فکر نمي کنم کارهايم تلخ و سياه باشند. اين نظر شخصي شما است.


-ولي الان شما به عنوان خواننده آهنگ هاي تلخ و سياه و متفاوت پاپ مطرح شده ايد، چرا خودتان فکر مي کنيد کارهايتان تلخ و سياه نيستند؟

فکر نمي کنم که کل موسيقي ام چنين ويژگي داشته باشد. مثلاً وقتي «خودکشي ممنوع» را خواندم، آخرش را مثبت تمام کردم يا کارهاي ديگر هم همين وضعيت را دارند.


-ولي کارهاي مهم شما خود تلخي و سياهي اند، کارهايي مثل «متاسفم»، «آهنگ هاي سنتوري»، «عبور»، «نفس بريده»، «گل سر» و… مي خواهم بدانم اين نوع نگاه تلخ از کجا مي آيد؟

شايد از ناخودآگاه و گذشته ام. الان که مي پرسيد، مجبورم واقعاً در موردش فکر کنم. واقعاً نمي دانم ولي مطمئنم که اتفاقاتي را که از گذشته به ياد دارم تا به امروز در شکل گيري ذهنيت، سليقه و حتي حس صدايم تاثير داشته اند. مشکلات جنگ و جنگ زدگي و شهر به شهر آواره بودن مان از خرمشهر تا مشهد و تهران، مشکلات مالي و درگيري هاي روحي، رواني، عاطفي و… حتماً در ادامه يافتن اين نوع نگاه و سبک کاري تاثير داشته اند. فکر مي کنم باز هم بايد در اين باره بعد از رفتن شما فکر کنم. واقعاً هنوز مطمئن نيستم ولي ادامه اين روند مطمئنم که به شناخت خودم از «محسن چاوشي» دروني ام کمک مي کند و خواهد کرد. من با طي کردن اين روند به بسياري از ناشناخته هاي دروني خودم رسيده و پيدايشان کرده ام. طي اين چند سال اخير خيلي از حس هايي که قبلاً در من وجود نداشتند، خودشان را نشان داده اند. خيلي هم درونگراتر از گذشته شده ام. آهنگ هايم هم شايد متاثر از اين تغييرات و در ادامه مشکلات و اتفاقات گذشته ام باشند که البته هنوز تمام نشده اند و ادامه دارند.واقعاً نمي دانم. ولي يک حس دروني و شناختي که از خودم دارم، خلاف نظر شما را به من مي گويد. حتي اگر به قول شما آهنگ «متاسفم» آهنگ شناخته شده من باشد و به نوعي داستان زندگي من و خيلي هاي ديگر، ولي باز در شعر، ترانه و آهنگ هايم نوعي روشني و اميد هست. درد من «غم فراق» و «نرسيدني» است که مدام در حال تکرار و فرياد کردنش در آهنگ هايم هستم.


-آيا درست است که خواننده شدن شما فقط اتفاقي بوده و آهنگسازي را بيشتر دوست داريد؟

بله، هنوز هم آهنگسازي را بيشتر دوست دارم. واقعاً هم يک اتفاق و آشنا نبودنم به روند توليد و پخش يک کار باعث شد صدايم پخش شود و در مسيري قرار بگيرم که امکان خارج شدن و کناره گرفتن از آن وجود ندارد. الان هم خوانندگي و انتخاب آهنگ هاي خودم فقط و فقط به اين دليل است که با خوانندگي، خود و باطنم را پاک مي کنم و شست وشو مي دهم. وگرنه دليل خوانندگي من نه شهرت و معروفيت است و نه منافع مادي که تا به امروز با وجود پرمخاطب بودن کارهايم به آن نرسيده ام. هدف من از موسيقي فقط و فقط معنوي، همان درونگرايي و رسيدن به عمقي است که گفتم. براي همين هم هست که کسي در خيابان چهره من را نمي شناسد، هر جايي که اسمي از من باشد به غير از يکي دو تصوير تکراري چيز و عکس ديگري از من نمي بيني. فعلاً که اين سبک و نوع موسيقي شده همه دار و ندار من از زندگي.


-بخش هايي از آلبوم آخرتان را شنيده ام. به نظر مي آيد در اين آلبوم آخر با توجه به انتخاب شعرها به کلي سمت و سوي ذهني تان تغيير کرده است.

اين موضوع به نظرتان خوب است يا بد؟


-به نظر من خوب است. با اينکه موسيقي شما پاپيولار است ولي شعرها و همچنين موسيقي سنگين تر و دروني تر شده اند.

خودم هم چنين نظري دارم. بايد هم همين طور باشد وگرنه درجا مي زنم. درجا زدن هم امروزه، خود و عين پسرفت است. به نظرت من اگر بيايم دوباره کاري مثل «نفرين» را بخوانم کار درستي کرده ام؟ پس با انتخاب شعرهاي جديدتر که کاملاً با کارهاي قبلي ام متفاوت هستند و وسواس بيشتر در موسيقي ام به پيشرفتي که خودم حس مي کنم رسيده ام. براي همين هم مي گويم اگر اين آلبوم منتشر شود بهتر مي توان درباره من نظر داد. من به نظر خودم پيشرفت کرده ام و قدم هايم رو به جلو بوده اند.


-گويا تعداد کارهاي منتشر نشده جديدتان بيشتر از اين آلبومي است که مي گوييد؟

شما چون کارهاي من را شنيده ايد اين را مي دانيد. من اگر آن يک آلبوم را که هنوز منتشر نشده مثال مي زنم به اين دليل است که مردم و مخاطبان عادي از آن و آماده شدنش براي انتشار و مشکلات عدم انتشارش خبر دارند. آلبوم «يه شاخه نيلوفر» با وجودي که ترانه ها و موسيقي متفاوت تري را به نسبت کارهاي قبلي ام دارد ولي باز هم چندان جديد نيست. آخرين کاري که از من شنيده شد، ترانه هاي فيلم سنتوري است که باز هم مربوط به دو سال قبل مي شود. ما بعد از سنتوري، «يه شاخه نيلوفر» را کار کرديم و بعد از آن آلبوم «مولانا» را که از شعرهاي مولانا، وحشي بافقي، باباطاهر، شهريار و ژوليده نيشابوري استفاده کرديم. اين آلبوم متفاوت تر از همه کارهايي است که انجام داده ام. من از آلبوم «خودکشي» به بعد شروع کردم به خواندن و اجراي شعر و ترانه و آهنگ هاي فاخر. ولي هميشه دوست دارم نظر مردم و مخاطبان را بدانم. به همين دليل دوست دارم آلبومم زودتر به بازار بيايد تا بازخوردها و نظرهاي واقعي و حقيقي تر را بدانم.


-اين روزها ديگر صداي شما را شبيه به خواننده يي ديگر نمي دانند؟

من از آلبوم «خودکشي» به بعد صدايم هم تغيير کرد و به سمتي رفت که دوست داشتم برود. من از روز اول هم نمي خواستم شبيه خواننده ديگري بخوانم، اما بعضي از شرکت هايي که با پيشنهاداتشان براي همکاري موافقت نکردم، در اين ارتباط جوي را عليه من به راه انداختند. واقعاً آن روزها احساس تنهايي مي کردم. اما خدا را شکر مي کنم که همان خواننده يي که من را متهم مي کردند شبيه او مي خوانم در چند مصاحبه اش از صدا و موسيقي من دفاع کرد و گفت که هيچ شباهتي بين کار من و خودش نمي بيند ولي به جايش خواننده همان شرکت ها را به بدترين شکل نقد کرد و گفت که مي خواهد اداي او را دربياورد و حتي آهنگ هاي او را هم براي رسيدن به هدفش عيناً کاور مي کند. هميشه خواسته ام خودم باشم و نخواستم جاي کس ديگري باشم. اين را با موسيقي ام هم ثابت کرده ام.


-هميشه احساس مي کردم با توجه به رنگ و لحن صدايتان امکان کار سبک راک را هم داريد. اين البته اتفاقي است که در آلبوم هاي منتشر شده شما نيفتاده است. ولي در اين آلبوم هاي تازه، فضاي تنظيم ها به سمت راک رفته. دليل اين تغيير ناگهاني چه چيزي بود؟

من خواننده و آهنگساز کارها هستم و در تنظيم ها هيچ دخالتي نداشته ام. اخلاق کاري ام هم همين است. دليل اين تغيير را محمدرضا آهاري بهتر مي تواند توضيح دهد.
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/01/13ساعت 18:13 توسط حامد |


مطالب زیر متعلق به وبلاگ سینما در منطقه ممنوعه می باشد. این ها شرح بازی ای است که انتهایش از ابتدا معلوم بود. نتایج نهایی آرا همه چیز را مشخص کرد ...

                                       "یاران خاتمی......نمیذارن همراه بشن که!"

باباااااااا ما الان در یک برهه ی زمانی خاص بسر میبریم!

دیروز یکی از دوستان یه خبر از سایت بهارستان ایران برام فرستاد:

170نفر از هنرمندان و اهل فرهنگ ایران با صدور بیانیه ای از فهرست ائتلاف اصلاح طلبان ( یاران خاتمی ) در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی حمایت کردند.

متن کامل بیانیه بدين شرح است :انتخابات مجلس هشتم، فرصتی سرنوشت ساز است که علیرغم همه ی رنج ها و نارضایتی ها می توان از آن حداقل مسیری برای تحول در مدیریت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور ساخت.

شهروندان و هنرمندان ایرانمان اکنون به خوبی آگاهند که سختی ها و ناملایمات فرهنگی ایران زمین نیازمند تحولی اساسی در نگرش ها و بینش ها و اصلاح ساختارهای زیربنایی در مدیریت فرهنگی کشور است. یقین داریم این تغییرات تنها از مسیر مسالمت آمیز اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی می گذرد، مسیری که امروز نقطه ی آغاز آن در حمایت از "یاران سید محمد خاتمی" رئیس جمهور فرهنگی ایران و نامزدهای ائتلاف اصلاح طلبان در ایران شروع خواهد شد.

با آگاهی از تمامی رد صلاحیت ها، تنگ نظری ها و ایجاد محرومیت ها برای طیف وسیع اصلاح طلبی در کشور با رأی خود به نامزدهای ائتلاف اصلاح طلبان از تحول فراگیر آزادی های مدنی، توسعه فرهنگی و رشد اندیشه و فرهنگ در کشور خود حمایت می کنیم تا برگی به یادماندنی از تاریخ را با همدیگر ورق بزنیم .

رأی ما به منظور تأیید روند برگزاری انتخابات نیست ، اما برای اعلام وفاداری خویش به تفکر فرهنگ محور اصلاح طلبی است که آینده کشور را جز در گروی آن نمی دانیم.

24 اسفند به لیست اصلاح طلبان (یاران خاتمی) رأی خواهیم داد.

 

همراه شو عزیز

کین درد مشترک

هرگز

جدا جدا درمان نمی شود.

متن کامل امضاها عبارتند از :

بازیگران :

هدیه تهرانی- لیلا حاتمی- مهناز افشار- هانیه توسلی - پانته آ بهرام- باران کوثری- مریم بوبانی- بهاره رهنما -  فرزانه کابلی - پگاه آهنگرانی - بهناز جعفری- الناز شاکردوست - آهو خردمند - ستاره اسکندری- لاله اسکندری- نیوشا ضیغمی- بهنوش بختیاری- ریما رامین فر- لادن طباطبایی- طناز طباطبایی- لیلی رشیدی-  نازنین احمدی - مریم معترف- نگار فروزنده - ستاره پسیانی - زهره حمیدی - شهین نجف زاده - شهره سلطانی- الهام حمیدی- خزر معصومی - سوسن پرور- شراره رخام - شقایق دهقان- الیزابت امینی- شهرزاد عبدالمجید-  صبا کمالی،حمید فرخ نژاد - حبیب رضایی - علی مصفا - حامد بهداد- بابک حمیدیان - صابر ابر- حبیب دهقان نسب - حسن جوهرچی - برزو ارجمند -  سعید پیردوست -پارسا پیروزفر - ساعد هدایتی - کاوه سماک

سینماگران و هنرمندان ایران :

آتوسا قلمفرسایی - ابوالحسن داوودی - اصغر فرهادی- اصغر هاشمی-  اصغر پورهاجریان امیر اثباتی- امیر توده روستا - امیر جاوید - امیر دلاوری - امیر عابدی- امیر غفارمنش- امیر واجد سمیعی- امیرمهدی حقیقت- امیرمهدی ژوله- انوش سعیدنیا- ایرج رامین فر- افروز فروزنده- بابک قبادی- بهاران بنی احمدی - بهرام بدخشانی - بهروز شلیله- بهناز نازی - بیژن میرباقری- پرویز آبنار- پروین قائم مقامی- پریسا بخت آور- پگاه احمدی- پیام ایرایی - پیام صابری - پیمان قاسم خانی - پریچهر باقری - توکا نیستانی- جمشید خندان - جمیله دارالشفاهی- چیستا یثربی- حامد نصرآبادی- حسن آقاکریمی- حسن معجونی- حسین اخوی- حسین فلاح- حسین مهکام - حمید اکبری- حمید برزگر- حمید دهقان پور- حمید کاشانی- حیدر ساجدی- داود رسولیان- داود فتحعلی بیگی - رضا دانشور- رضا روزبهانی- روح الله حقگو-روح انگیزشمس- زهره رضایی - زهره وطن خواه- ژیلا ایپکچی- ساقی زینتی- سعید ابراهیمی فر- سهراب سلیمیان - سیاوش ثقفی راد- سیف الله داد- سیمین آزادی - شبنم فرشادجو- شبنم منصوری- شهاب رضویان - شهرام شاه حسینی- شیما شهرابی--صادق کرمی- عباس رافعی- عزیزالله حمیدنژاد- علی حسن پور- علی ژکان-علی اصغر سیدآبادی- علی عطار- علی واجد سمیعی- علیرضا امینی- علیرضا فتحی- فرهاد توحیدی - فرزام منطقی- فرزانه زحلی- فرناز جمشیدی مقدم- فریدون عموزاده خلیلی- فرج حیدری کمال تبریزی- کیومرث پوراحمد- کاوه مشکات- گیسو فغفوری - گلچهره دانش - لادن نیکنام- لیلی نیکو نظر- مازیار میری-محبوبه حقیقی- محبوبه ریاستی - مریم هژیروند- محسن امیریوسفی- محسن شاه ابراهیمی - محمد رسول اُف- محمد یعقوبی- محمدرضا اعلامی- محمدرضا سکوت- محمدرضا معینی- محمدعلی نجفی- مرتضی کوهانی-مرضیه برومند - مریم ذوالفقاری- مسعود اطیابی- مسعود پاکدل- مصطفی احمدی- مصطفی اعلامی- مصطفی خرقه پوش- منصوره حسینی- نگار مفید- منیژه حکمت- مونا زندی- مهدی صباغ زاده- مهدی کرم پور- مهدی یزدانی خرم - مهراب قاسم خانی - مهران رنجبر- مهناز افضلی- مهوش شیخ الاسلامی- نازک افشار- نظام الدین کیایی- نعیمه نظام دوست- نغمه ثمینی- نوشین حسن زاده- هادی مرزب


خب الان این رو که خوندین خبرش مال دیروز بود حالا از امروز خبر گزاری فارس هی میگه یه سری از این هنرمندان تکذیب کردن امضای بیانیه رو بعد بهارستان ایران میگه فشار صدا سیما به هنرمندان برای اینکه اسم خودشون رو از لیست حذف کنن!!!!

نمونش حامد بهداد: نامه حمایت مجدد حامد بهداد از ائتلاف اصلاح طلبان....

صداوسيما در بخش‌هاي خبري اخير خود بارها نام حامد بهداد را بعنوان يكي هنرمنداني نام وي در پاي بيانيه حمايت از ليست ائتلاف اصلاح طلبان جعل شده است، ذكر كرده و با اين روش تخريبي سعي در القا اين مطلب داشت كه اين نامه جعلي مي‌باشد.


در ذيل نامه حامد بهداد در پافشاري جهت حمايت از ليست ائتلاف اصلاح طلبان آمده است


بسم رب الشهدا و الصدیقین

اینجانب در دوره های مختلف که به آقایان هاشمی رفسنجانی، سید خاتمی و احمدی نژاد رأی داده ام به طبع این بار هم می خواهم در انتخابات این دوره مجلس شرکت کنم. همانطور که رأی دوره های پیشین را اعلام کرده ام این رأی را هم اعلام می کنم.
اینجانب حامد بهداد به عنوان یک هموطن ایرانی مسلمان رأی خود را به ائتلاف اصلاح طلبان اعلام می دارم.
این فقط یک رأی است نه بیشتر، آن هم به پاس خون شهیدانی که برای این مملکت کشته شده اند.

حامد بهداد


اینم بهاره رهنما: تکذیب خبر صدا سیما از سوی بهاره رهنما و حمایت مجدد وی از لیست ائتلاف


بهاره رهنما، بازيگر سينما و تلويزيون كه در طي روز اخير از وي بعنوان يكي از كساني كه نامه هنرمندان در حمايت از ليست ياران خاتمي را تكذيب كرده و بارها صداوسيما نام وي را اعلام كرده، نامه‌اي ضمن اعتراض به اين رويه صداوسيما مجددا از ليست اصلاح طلبان و ياران خاتمي حمايت كرد

بنام او که چیزی از او پنهان نیست

به عنوان یک زن مسلمان ایرانی که هجده سال است در فضای تلویزیون، تئاتر و سینمای کشورم فعالیت کرده ام و همیشه سعی کرده ام خودم باشم اگرچه گاهی چیزهایی را هم برای خودم بوده از دست داده ام، طی این نامه اعلام می کنم که بنده به عنوان عضوی از مجموعه تلویزیون از اینکه رأی شخصی ام را به صورت عمومی اعلام کرده ام مورد بازخواست قرار گرفته ام اگر موضوع به همین جا ختم می شد طبق احترام به روابط رئیس و مرئوسی می پذیرفتم که نباید رأیم را به صورت علنی اعلام می کردم تا مردمی را که دوستشان دارم و دوستم دارند تحت تأثیر رأی دادن به حزب خاص قرار دهم. طی نامه ای هم به یکی از روسای محترم تلویزیون جمهوری اسلامی این موضوع را اعلام کرده ام که اگر اظهار نظر علنی من کار درستی در موازین آن سازمان نبوده از این که نظرم را علنی اعلام کرده ام عذر می خواهم اما در این که رأی می دهم و به حزبی که اعتقاد دارم رأی می دهم شکی نیست چون به قول امام راحل رأی دادن نه تنها حق ملی ماست بلکه وظیفه ی شخصی ما است.
زمانیکه بیانیه ی ائتلاف اصلاح طلبان (یاران خاتمی) را امضا کردم با اعتقاد این کار را انجام داده ام و تا این لحظه هیچ تکذیبیه ای نیز اعلام نکرده ام اما چون عضوی از مجموعه تلویزیون هستم پذیرفتم که نباید بصورت علنی رأیم را اعلام می کردم.
خوشبختانه نامه من به صورت سند با امضای خودم در دو نسخه در تلویزیون و نزد خودم محفوظ است.
گمان نمی کنم که رأی دادن من که حرفی عرفی و شرعی برای یک مسلمان ایرانی است بهایش کار نکردن در تلویزیون باشد چون ما همگی به گفته رهبر انقلاب اعتقاد داریم که ای کاش اتخابات هر سال پرشورتر برگزار شود.


بهاره رهنما
بازیگر تلویزیون و سینما


اینم نامه باران که تو روزنامه کارگزاران بوده و ما هم از وبلاگ ماندانا (سینما و هنر) برداشتیم!

به یاران خاتمی رای میدهم

من حمایتم را از ائتلاف اصلاح طلبان(یاران خاتمی) تکذیب نکرده ام و مطمئن هستم این اتفاق بر اثر یک سو تفاهم بوده است.متاسفم در حالی که کمتر از ۴۸ ساعت تا پایان تبلیغات وقت باقی است به جای این که اذهان عمومی بتوانند با درایت کامل درباره ی این موضوع تصمیم بگیرند که به چه کسی رای دهند باید درگیر این بازی ها شوند.مدام پیگیر تایید ها و تکذیب های ما باشند.امیدوارم موضوع تکذیبیه ها فقط یک سوء تفاهم بوده باشد.در پایان اعلام میکنم من به ائتلاف اصلاح طلبان رای میدهم چون ایمان دارم هیچ چیز به اندازه ی یک موج اصلاح طلبی در مجلس نمیتواند به آینده ی مملکت کمک کند.من به پاس احترام به مملکتم و احترام به آقای خاتمی و به آینده ام به ائتلاف اصلاح طلبان رای میدهم.

باران کوثری


کسانی که فارس امروز گفته که امضا رو تکذیب کردن:

پس از انتشار ليستي از هنرمندان حامي نمايندگان اصلاح طلب،بسياري از هنرمندان حضور نام خود را در اين ليست تكذيب كردند كه از اين ميان ميتوان به بيژن مير باقري، برزو ارجمند، محبوبه رياستي،علي ژكان، بيژن زارع، جهانگير كوثري، رسول صدر عاملي، مسعود اطيابي، كاوه سماك باشي، محمد يعقوبي، پانته‌آبهرام، ساعد هدايتي، الهام حميدي، حامد بهداد، سعيد پيردوست، بيژن ميرباقري، شقايق دهقان، آرام جعفري، لادن طباطبايي، حسن جوهرچي، فرزانه كابلي، هادي مرزبان، عباس رافعي، اليزابت اميني و مسعود اطيابي، برزو ارجمند، محبوبه رياستي، شهرزاد عبدالمجيد، ستاره اسكندري، لاله اسكندري، بهناز جعفري، بهاره رهنما و بهنوش بختياري اشاره كرد.


بهارستان ایران :

فشار و تهدید حراست صدا و سیما به هنر مندان برای تکذیب حمایت از لیست ائتلاف اصلاح طلبان

حراست صداوسيما در اقدامي نامتعارف با تك تك هنرمندان امضا كننده بيانيه ائتلاف تماس گرفته و با تهديد آنان به ممنوع التصوير شدن، از آنها مي‌خواهد امضاي خود را در خصوص حمايت از ليست ائتلاف اصلاح طلبان تكذيب كنند. گزارش خبرنگار نوروز حاكي از آن است كه اين عمل با مقاومت اكثريت قريب به اتفاق هنرمندان مواجه شده است و پروژه صداوسيما براي برخورد با هنرمندان منتقد اقتدارگرايان در حال كليد خوردن است.



24 اسفند به یاران خاتمی رای خواهیم داد.
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/01/13ساعت 17:56 توسط حامد |


سینمای ما - مصطفی جوادی: این نوشته را با یک اعتراف شیرین شروع می کنم. تماشای "به همین سادگی" برای من با مجموعه ای از پیش فرضهای دافعه برانگیز همراه بود. چیزهایی مثل ژست سادگی، روی موج "ضدقصه" بودن و یا مثلا اینکه تیتراژ فیلم ، به خط کیارستمی است ( به یاد استفاده های کاسب کارانه ای که از نام او در این سالها دیده بودیم افتادم. اینکه تیتراژفلان فیلم را او ساخته یا طرحش مال اوست و یا چه می دانم از خیابان پشت لوکیشن رد شده! ) به اینها اضافه کنید بی انگیزگی ناشی از تماشای مجموعه ای از فیلمهای ناامیدکننده ، حاصل تلاشهای یک ساله سینمای ایران را .
اما خوشبختانه این ها را با خودم به سالن سینما نبردم و در آنجا فیلمی را دیدم که نهایتاً با عبور از همه این پیش فرضهای تنگ نظرانه ، با تجربه منحصر به فردش در بیان روزمرگی، به بهترین و قابل دفاع ترین فیلم سال سینمای ایران تبدیل شد.
"سادگی" در این فیلم بیش از آنکه از ارزش هایی که نقد پست مدرن برای این مفهوم قائل است ناشی شده باشد، از ذاتی بودن این مفهوم در دل مناسبات صوری و شکل ظاهری زندگی روزمره می آید. این ویژگی در مورد خاستگاه "ضد قصه بودن" فیلم نیز صدق می کند. حذف هوشمندانۀ عنصر"اتفاق" ( به عنوان یکی از ارکان درام با تعریف شناخته شده اش ) در راستای رسیدن به همان حس "روتین وار" بودن و کسالتی که در آن نهفته است عمل می کند. در اینجا
می بینیم دو عنصری که ما به عنوان کلیدواژه های زیبایی شناسی "به همین سادگی" از آنها یاد می کنیم ( یعنی سادگی و گریز از قصه گویی ) تا چه حد ذاتی و برآمده از جهان اثر هستند و نه ویژگی هایی که فیلمساز آنها را به عنوان ارزش های مطلق هنری تعریف کرده و پشت شان پنهان شده باشد. پس عملا بزرگترین موفقیت فیلم در یک کاسه کردن فرم بیانی و درونمایه است. یکی از مصایق این ویژگی شاید همین باشد که "به همین سادگی" فیلم جزئیات است. بیان ناتورالیستی فیلم ، توجه ویژه به جزئیاتِ زندگی روزانه یک زن ، در القای کسالت ( به عنوان آفت زندگی روتین) نقش به سزایی دارد. تعقیب ممتد و موبه موی فعالیت های روزمره او، شاید در نگاه اول خسته کننده به نظر برسد. انگشت هایی که پودر لباس شویی را در جای مخصوصش پخش می کنند، برگرداندن استکان اول از چای تازه دم به قوری، ( که به لطف خانمی که پشت سرم فیلم را ترجمه می کرد! فهمیدم که تکنیک حرفه ای هاست ) ، پاک کردن ماهی و جمع کردن تک تک لباس های نشسته از گوشه کنار اتاق و گه گاه بو کردنشان و ...( مثل این که من هم دارم در بیان جزئیات به شیوه فیلم عمل می کنم! ) . اما همین ظرافت در تشریح این موقعیت های به ظاهر پیش پا افتاده است که ناخودآگاه ، رابطه بیننده با شخصیت و جهان او را مستحکم می کند . بیننده ای که حالا به خودش آمده و می بیند که چطور با این زن در آپارتمان کوچک و دنیای کوچکترش ، محدود شده است. غرق شدن همراه با او در این جزئیات ، یک فاجعه را با خودش توی پرانتز به همراه دارد. فکر چیزی که توی این ازدحام جزئیات، جایش خالی است: "کلیت"ی که در این زندگی از دست رفته است... انتقال این حس اندوه باراز طریق تصویر کردن جزئیات زندگی روتین، مرا یاد فصل بی بدیل بیدارشدن ماریا در امبرتو د ، شاهکار دسیکای فقید می اندازد.
در این نوع بیان سینمایی"اجرا" کارکرد غایی اش را پیدا می کند. اجرای مینیاتوری این ریزه کاریها، که ضعف آن می توانست کل اثرگذاری فیلم را مخدوش کند. از طرفی نماهای عموماً مدیوم و کلوز و توانایی آلادپوش در کار با نور در محیط های بسته، به کمک فیلم آمده است. استفاده عمده از لنز تله که با قابلیتش در انباشت کردن عناصر بصری تصویر، حس خفگی و سنگینی محیط بر شخصیت اصلی را منتقل می کند.
فیلم میرکریمی گرچه مشخصا روایت زندگی معمولی یک زن را دنبال می کند (گرایش به آثار ادبی زویا پیرزاد ، مشخصا "چراغ ها را من خاموش می کنم")، برخلاف بسیاری دیگر از فیلم ها که چنین رویکرد تک نگارانه ای دارند ،سرسری و یا مغرضانه به سراغ دیگر شخصیت ها نمی رود. او می داند که برای تعریف کردن"رابطه" باید هر دو سوی این رابطه راخوب شناساند، اگر رابطه آن زن با دیگر شخصیت ها ( مثلا فرزندانش) خوب طرح نشود فاجعه بار بودن قطع این رابطه نیز حس نخواهد شد. پس در این جا "به همین سادگی" با رویکرد بی طرفانه اش به شخصیت ها، سیکل روابطی را تعریف می کند که شخصیت اصلی ما به عنوان یکی از آن عناصر آن ، محکوم به حضور و بر هم نزدن سیالیت آن است.( تصمیم کمرنگ او برای رفتن و در نهایت ،ماندن او). "طاهره" با کلاس شعر رفتن و پیش از آن کلاس های تق و لق دیگر زنانه ، به شکل محجوبانه ای قصد گسترش این دایره تنگ را دارد. در اینجا عملی مثل "استخاره گرفتن" – پیش از آنکه با فرمول های پیشین این را به زمینه های معنوی فیلم و این چیزها سنجاق کنیم –نشانی از تلاش (بی ثمر؟) او برای رسیدن به یک تکیه گاه و دست آویزی برای پر کردن خلاء هاست.
حرف های ریز و درشت زیادی دربارۀ به همین سادگی باقی مانده است ؛ در ادامۀ اینکه چطور فیلم کم ادعای میرکریمی بر بدقلقی و بهانه گیری های من غلبه کرد. چیزهایی مثل بازی کنترل شده و نگاههای خیرۀ هنگامه قاضیانی که دیده شدن بازی خوبش ، یکی از تحسین برانگیزترین انتخاب های داوران امسال بود. بامزگی های پسرک خانواده( واقعا بامزه و نه مثل خیلی شخصیت ها توی خیلی فیلم ها که قرار بود بامزه باشند ولی ...) ذوق زدگی های دختربچه ها به خاطر عروسی ( این دختربچه هایی که توی عروسیها ورجه وورجه می کنند، آشنا نیستند؟) آواز زیر لب طاهره موقع ظرف شستن، پدر عروسِ طبقه بالایی ها ( که در یک نما دیدیمش و آن هم در حال خواب، اما خود جنس بود)، اینکه تلویزیون توی این جور خانه ها همیشه روشن است و استفاده خلاقانه از این ویژگی برای تعریف کردن زمان. با پخش مثلا "مردم ایران سلام" می فهمیم ساعت چند است و با برنامه خانواده چند. (و در عین حال روتین بودن این برنامه ها در ادامه روتین بودن این زندگی). توجه ویژه به معماری و القای محیط بسته آپارتمانی ، برای خلق آن زندگی طبقه متوسط مورد نظر فیلم ( نمی دانم شادمهر راستین چقدر توی این قضیه سهم داشته) ، برچسب هایی که طاهره روی سبزی های بسته بندی شده توی فریز زده بود و اینکه چقدر آنها غم انگیزتر از صحنه های اشک انگیز فیلم های" زنانهای تحت ستم" هستند و خیلی چیزهای دیگر.
"به همین سادگی" ، "سارا" و "کاغذ بی خط" و "لیلا"ی دوباره ای نیست. فیلمی "با حضور افتخاری کیارستمی" هم نیست. فیلمی با دوربین تازه ای که رئیس خانه سینما برای خودش از غیب ردیف کرده باشد هم نیست. "به همین سادگی" دستش را روی دوش سینما گذاشته و روی پای خودش ایستاده است. حالا شما بگویید این یک تحمیدیه بود. فرقی نمی کند. فیلم خوب همیشه فیلم خوب است. حتی اگر مجبور باشی با کلی پیش فرض و جوسازی مبارزه کنی.

*تیتر این نوشته جمله ای است از زاواتینی در توصیف "امبرتو د"

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/01/13ساعت 13:16 توسط حامد |


به نام خدا.اولین پست سال جدید به پوسترهای پرفروش ترین فیلم نوروز ( ظاهرا ) اختصاص دارد.این پوسترها به سایت سی نت تعلق دارند.

    مجنون لیلی   مجنون لیلی

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/01/12ساعت 8:56 توسط حامد |