سی نت : بیوگرافی:
متولد 1362
دختر بهزاد فراهانی (بازیگر)
خواهر شقایق فراهانی (بازیگر)
مدرك تحصيلي: فارغ التحصیل هنرستان موسیقی
............................................
برای اولین بار در سن 14 سالگی در فیلم بیادماندنی « درخت گلابی » نقشی ماندگار ایفا کرد و نامش سر زبانها افتاد: گلشیفته فراهانی.
اما کمی بیش از حد معمول طول کشید تا گلشیفته ثابت کند بازیگر درجه یکی است. تا اینکه بازی در فیلم « بوتیک » و « اشک سرما » پیش آمد و گلی در هر دو عالی بود. اما گلشیفته فراهانی سال 1385 را هیچگاه از یاد نخواهد برد. او در این سال 3 فیلم با بازی بسیار خوبش بر پرده سینماها داشت: به نام پدر، گیس بریده و میم مثل مادر. او در جشنواره همان سال هم یه آس دیگر رو کرد: « سنتوری ». و حالا یکی از ستاره های دهه هشتاد سینمای ایران است.
............................................
گفتگوی منصور ضابطیان با گلشیفته فراهانی - ویژه نامه هفته نامه « چلچراغ »
يکي از شب هاي بهمن1376 در سينما قدس نشسته ام. روزهاي آخر جشنواره است.فيلم جديد داريوش مهرجويي به سنت هميشه در روزهاي اخر رسيده است: درخت گلابي.
دختر بچه اي نقش "ميم"را بازي مي کند. سرخوش، يله، شيطان و اندکي بدجنس. همه از هم مي پرسند اين دختر بجه سبزه سرتق کيست و آنهايي که بيشتر مي دانند پاسخ مي دهند: دختر بهزاد فراهاني.
ميم مورد تحسين همه قرار گرفت. اما عجيب نبود دختر يک بازيگر مي توانست در نقش خودش خوب بازي کند.اما گلي هرچه جلو تر آمد اين تئوري را به انزوا کشاند.او فيلم به فيلم پيشرفت کردتا امروز که ديگر کسي نمي پرسد او دختر کيست.آخرين فيلم او "ميم مثل مادر"يک جهش بي نظير در کارنامه اش به حساب مي آيد.حتي کساني که فيلم را دوست ندارند به استعداد دختر 23 ساله اي که نقش مادري 35ساله را به خوبي بازي مي کند اعتراف مي کنند.گفت و گوي ما با گلشيفته درگيري هاي معمول گفت و گو ها ي هميشگي را ندارد.ما نشسته ايم و با هم درباره مهمترين نقش هايش صحب کرده ايم.اينکه چرا براي آن نقش انتخاب شده و تحليلش از اين نقش ها چيست.درباره کارگردانش چه فکري مي کند و ديالوگي که از فيلم در ذهنش مانده چيست. پيش بيني مي کنم و البته اميدوارم که اين گفت و گو را دوست داشته باشيد.
/ درخت گلابي (ميم) /
چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
چون گلشيفته واقعا "ميم" بود . به واسطه خواهرم و با معرفي آقاي شريفي نيا به آقاي مهرجويي معرفي شدم. در آن دوران هيچ علاقه و وسوسه اي نسبت به سينما نداشتم. حتي يک ذره.
آقاي کارگردان:
از مهرجويي درخت گلابي فقط يک قصه گوي مهربان به يادم مانده که وسط شيطنت هاي کودکانه من مي آمد و قصه فيلم را تعريف مي کرد.مي گفت الان مامان مياد،بابا مي ره،محمود گريه مي کنه،تو بايد چاي بخوري،بعد بخندي ... حسابي خوش مي گذشت. مثل يک رويا بود.
اين نقش کي بود؟
ميم کودکي اسرار آميز همه ما بود. براي بازي کردن در اين نقش من هيچ کار نکردم چون اصلا نمي دانستم آنجا چه خبر است .من داشتم بازي هاي کودکانه خودم را مي کردم و آن پشت مشت ها دوربين هم کار خودش را مي کرد.اين تبحر آقاي مهرجويي بود که ميم را ميم کرد.
ديالوگي که خوب يادم مانده:
حتي اگر روح از بدنم جدا کني ديگر صدايي نخواهي شنيد.
/ بوتيک (اتي) /
چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
نمي دانم چرا انتخاب شدم.دعوتم کردند به هدايت فيلم بروم.آقاي نعمت الله را اصلا نمي شناختم .توي دفتر کمي با من حرف زدند و بعد رفتيم روي پشت بام و من سکانس پل را برايشان بازي کردم.
آقاي کارگردان :
آقاي نعمت الله ريز ريز کارهايي که بايد مي کرديم را در نظر داشت. هيچ کس فکر نمي کرد که او بتواندفيلم را اينقدر خوب در بياورد. تمام ظرافت هايي که در فيلم هست حاصل نگاه خود آقاي نعمت الله است.
مگر اين نقش کي بود؟
اتي خواست هايي معمولي داشت که خواست ساده همه جوانان اين کشور است.او يک زندگي حداقل مي خواست. نه چيزي بيشتر.
قبل از اينکه فيلمبرداري شروع شود مدتي خودم اتي شدم.حتي مي رفتم دم مغازه ها و مثل اتي رقتار مي کردم و نمي دانيد که چه پيشنهادهاي بي شرمانه اي به من مي شد.يک روز توي خيابان منوچهري مردي پيشنهادي به من داد که گفتم خدايا شکرت که من اتي نيستم .چون اگر اتي بودم در مقابل اين پيشنهاد يا آن مرد را مي کشتم يا خودم را.
ديالوگي که خوب يادم مانده:
آدم ها لباس سفيد بپوشند ... دست هم رو بگيرند ... توي سبزه ها بدوند ... بادنک هاي سفيد ...
/ اشک سرما (روناک) /
چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
من براي اين نقش اتخاب نشدم بلکه خودم را زور چپون کردم .فکر مي کنم کلمه زورچپون اصلا از همين جا آمد!!سراغ خيلي ها رفته بودند و من هم بکي از آنها بودم و شايد کم شانس ترينشان .قصه فيلم را سر بوتيک آقاي کارخاني تعريف کرده بودند و من از همان موفع ديوانه شدم.از پيش خودم همه فيلمنامه را با کمک يکي از دوستان پدرم به کردي ترجمه کردم و ديالوگ ها را ياد گرفتم. فيلمنامه را زدم زير بغلم و رفتم پيش آقاي حميد نژاد و گفتم تو رو خدا به من اعتماد کنيد. در واقع آقاي حميد نژاد به من اعتماد نکردند به خودشان اعتماد کردند که مي توانند اين نقش را توسط من در بياورند.
آقاي کارگردان:
يک نکته را بايد بگويم. بعد از آقاي مهرجويي که من ورودم به سينما را مديون ايشان هستم ،برخورد به عزيزالله حميد نژاد مهمترين اتفاق سينمايي زندگي من بود.او چيز هايي به من يادداد که مرتب به آنها مراجع مي کنم .بزرگترين درسي که از او گرفتم به کار انداختن ناخود آگاهم بود.او کمک کرد که وقت بازي بدلم را در خودم کشف کنم تا به کمکم بيايد.
مگر اين نقش کي بود؟
قبل از فيلمبرداري يک ماه تمام در کوهستان با گوسفند ها سر کردم .من واقعا روناک شدم .مهمترين ويژگي روناکغرورش بود.روناک نشان مي داد که جريانات سياسي گاهي آدم رابدون آنکه خودش بخواهد به هرجا دلشان بخواهد مي برند.
ديالوگي که خوب يادم مانده:
از اين ور شما تفنگ مي کشين رو سر ما از اون ور کردهاي خومون.
/ ماهي ها عاشق مي شوند(توکا): /
چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
چه مي دانم چرا انتخاب شدم ... اشتباه (مي خندد) نه از شوخي گذشته فکر مي کنم به خاطرآشنايي آقلي رفيعي با خانواده ما بود.و البته آقاي کلاري ... آقاي کلاري عزيز.
آقاي کارگردان:
ويزگي کارگرداني ماهي ها ... سواد بي نظير آقاي رفيعي بود که پشت فيلم قرار داشت .زيبايي شناسي آقاي رفيعي باعث شد تا فيلم اينقدر خوش آب ورنگ و خوشمزه شود.
مگر اين نقش کي بود؟
جواني و سرزندگي توکا مهمترين ويژگي اوست. ميان آن همه آدم قديمي توکا جديد است.ميان آن همه آدمي که از گذشته مي گويند توکا حرف از آينده مي زند.
ديالوگي که خوب يادم مانده:
(صحنه غذا بردن براي عزيز)
توکا: ببخشيد دير شد.
عزيز: چي دير شد؟
توکا: شامتون!
عزيز: ولي من شام خورده م.
توکا: شامخورده اين؟!
عزيز: نه
توکا: پس منتظر بودين ...
/ به نام پدر (حبيبه) /
چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
فکر مي کنم آقاي حاتمي کيا دوست داشتند من حبيبه فيلم را بازي کنم اما بيشترش اصرار آقاي پرستويي بود. من از بچگي عاشق "عمو پرويز"بودم.من هنوز دنيا نيامده بودم که عمو پرويز با خانواده ما رفت و آمد داشت. بچه هاي خانواده ما روي پاي او بزرگ شدند. براي همين مثل پدر دوم ما مي ماند.
آقاي کارگردان:
تسلط حاتمي کيا روي آنچه که در ذهن دارد مثال زدني است. کارگرداني و دکوپاژ به معناي کامل کلمه را مي توان کنار دست آقاي حاتمي کيا تجربه کرد.شيوه کارش خيلي جالب است. اينکه روز قبل آنچه مي خواهد را با دوربين تصوير برداري مي کند و دکوپاژ را بر آن اساس آنجام مي دهد.
مگر اين نقش کي بود؟
حبيبه نماينده نسل ماست که الان شاکي است. شاکي نسبت به آنچه که حتي خيلي هايمان نمي دانيم چيست.نسل ما قرباني ترين نسل تاريخ ايران است.
ديالوگي که خوب يادم مانده:
مهمترين ديالوگ شايد ساده ترينش بود اما موقعيت اداي ان مهمش مي کرد. وقتي که در کوتاه ترين فاصله از عمو پرويز توي صورتش مي گفتم: سرت چي شده بابا؟ "بابا"گفت هاي فيلم برايم عزيز و دوست داشتني بود.
/ سنتوري (هانیه) /
چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
شانس و شکايت! توي يک مهماني در منزل خانم پري صابري، بعد از مدت ها آقاي مهرجويي را ديدم و از اول تا آخر مهماني شکايت کردم. شکايت ها ... باور نمي کنيد. بعد از به نام پدر مدتها بود که فيلمي بازي نکرده بودم. آنقدر شکايت کردم که آقاي مهرجويي گفتند خب بيا با هم کار کنيم. من مي خواهم يک فيلم بسازم تو بيا بازي کن. چون پيانو ميزدم پيانو زدنم را هم به فيلم اضافه کردند.
آقاي کارگردان:
وقتي مهرجويي دارد کار مي کند اصلا به آدم احساس توي فيلم بودن دست نمي دهد. همه چيز آنقدر معمولي است که فکر مي کني آدم ها آمده اند هم را ببينند ،چاي بخورند و بروند. همه از هم مي پرسند يعني ما داريم فيلم مي سازيم؟من فکر مي کنم مهمترين ويژگي آقاي مهرجويي اين است که هيچ وقت نمي خواهد کار بزرگي انجام دهد. هيچ وقتنمي خواهد خودش را به نمايش بگذارد.اصلا اين چيز ها مهم نيست برايش.انگار آمده سر صحنه که حال کند. حالا اگر شد کنارش فيلمي هم بسازد.من هنوز هم نمي فهمم که اين فيلم ها چرا شاهکار مي شود.
مگر اين نقش کي بود؟
هانيه خواب وخوراک را از من گرفت. او هم از آن دسته زن هايي ست که مي خواهد زندگي کند. يک زندگي معمولي کنار شوهر و بچه اش. اما بر خلاف زن هاي ايراني وقتي مي بيند شرايط آن طور که مي خواهد نيست، نمي سوزد و نمي سازد.بلکه همه چيز را رها مي کند و مي رود.
ديالوگي که خوب يادم مانده:
يه بار شده فکر کني من هم يه زنم؟ دوست دارم شوهرم بالاي سرم باشه؟ چرا بايد همه چيزم رو بريزم به پاي تو؟ تويي که نه مي توني يه شوهر براي من باشي نه يه پدر واسه بچه ام؟ تو فقط يه عشق داري بدبخت بيچاره ... دوا ... جنس ...
/ نيوه مانگ (نيوه مانگ) /
چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
اين از آن انتخاب هايي ست که نمي فهمم چرا صورت گرفته. شايد چون بهمن دوست خيلي نزديک ماست و مي داند که من کردي را خوب صحبت ميکنم. بهمن حساسيت غريبي روي زبان کردي دارد.
آقاي کارگردان:
شرايط کار به شدت سخت بود. نه وقت داشتيم و نه نگاتيو. بهمن شکارچي لحظه هست. يک چيزي از توي هوا رد مي شود و او در لحظه آن را چنگ مي زند. انرژي بي پايان و بي حدي دارد.
مگر اين نقش کي بود؟
نمي توانم در باره شخصيت او تو ضيحي بدهم چون همه چيز لو مي رود.فقط مي توانم بگويم به معناي واقعي کلمه مرموز است تا جايي که گاهي ترسناک است
ديالوگي که خوب يادم مانده:
ديالوگي که درباره مرز مي گويم. کردي است و در ترجمه فارسي لطفش را از دست مي دهد.
/ ميم مثل مادر (سپيده) /
چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟
اين ريسک آقاي ملاقلي پور بود چون هر چه فکر مي کنم هنوز هم مي بينم که اين نقش به من نمي خورد. شايد به هرکس مي گفتيد ليلا را پيشنهاد مي دادو او هم اتفاقا يکي از کانديداها بود. خيلي ها مخالف انتخاب من بودند و همه روي يک نکته تاکيد مي کردند: او بچه است و نمي تواند مادر باشد.
آقاي کارگردان:
او غريزه اي استثنايي دارد. خيلي چيزهايي که سر صحنه مي ديدم اصلا برايم توجيه ساختاري نداشت اما حالا که فيلم را مي بينم مي فهمم که چه کار کرده. همه دکوپاژها و زواياي دوربينش برايم مثل کلاس درس بود.
مگر اين نقش کي بود؟
مادر ... مادر ... مادر ... مادر ... مادر ....
ديالوگي که خوب يادم مانده:
تو برو دنيا رو درست کن چي کارداري به زندگي من و بچه ام؟
/ دیگر فیلم ها /
هفت پرده: تجربه آشنا شدن با فرزاد موتمن و مهدي احمدي
زمانه: بدشانسي آقاي صلاحمند و ناآگاهي و فاجعه آميز بودن من
دوفرشته: تجربه حضور داشتن در جشنواره کن
جايي ديگر: اولين تجربه آگاهانه بازيگري. تازه فهميدم که بازيگري چقدر سخت است!
بابا عزيز: آشنايي با شوهرم و سفر به تونس
گيس بريده: اندکي آب براي سيراب کردن کسي که مدتي بود عطش بازي داشت
......................................................
مجموعه آثار:
- درخت گلابی (داریوش مهرجویی، 1376)
- هفت پرده (فرزاد موتمن، 1379)
- زمانه (حمیدرضا صلاحمند، 1380)
- دو فرشته (محمد حقیقت، 1381)
- بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)
- اشک سرما (عزیزالله حمیدنژاد، 1381)
- جایی دیگر (مهدی کرم پور، 1381)
- باباعزیز (ناصر خمیر، 1383)
- ماهی ها عاشق می شوند (علی رفیعی، 1383)
- به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا، 1384)
- گیس بریده (جمشید حیدری، 1384)
- نیوه مانگ (بهمن قبادی، 1385)
- میم مثل مادر (رسول ملاقلی پور، 1385)
- سنتوری (داریوش مهرجویی، 1385)
- دیوار (محمدعلی طالبی، 1386)
- هميشه پاي يك زن در ميان است (كمال تبريزي، 1386)
- درباره الي ... (اصغر فرهادي، 1387)
......................................................
جشنواره ها و جوایز:
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (اشک سرما) - جشنواره 22 فیلم فجر - 1382
- برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (اشک سرما) - هشتمین دوره جشن خانه سینما - 1383
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (بوتیک) - هشتمین دوره جشن خانه سینما - 1383
- بهترین بازیگر نقش اول زن سال (بوتیک) - منتخب نویسندگان و منتقدان - 1383
- سومین بازیگر نقش اول زن سال (اشک سرما) - منتخب نویسندگان و منتقدان - 1383
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (ماهی ها عاشق می شوند) - نهمین دوره جشن خانه سینما - 1384
- كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (ديوار، هميشه پاي يك زن در ميان است) - بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر
ایسنا : محمد علي طالبي گفت: شخصيتهاي فيلم «ديوار» بزرگشده شخصيتهاي «چكمه» و «تيك تاك» هستند و تفاوتي در آنها نميبينم ، فكر ميكنم همان دختري كه در فيلم «چكمه» بود؛ الان بزرگ شده و موتورسواري ميكند.
اين كارگردان كه «ديوار» آخرين ساخته سينمايياش در سينماها به نمايش درآمده است، اين فيلم را در خط فيلمهاي قبلياش دانست و گفت: در «ديوار» موضوع خيلي سادهاي را دربارهي دختري كه تلاش ميكند كارآفريني كند و اهميت زيادي به خانواده ميدهد مطرح كرديم. سلامتي و نگرش سالمي پشت فيلم است كه تا انتها ادامه پيدا ميكند.
وي با اشاره به شكلگيري داستان اين فيلم توضيح داد: اصل داستان براساس تحقيقاتي است كه حدود سهسال درچند پارك تهران ازجمله «ارم» بر روي دخترهايي كه دراين رشته فعاليت ميكردند انجام دادم و مصاحبههايي با خودشان و پدرانشان داشتم كه درنهايت به فيلمنامه موجود رسيدم.
طالبي با بيان اينكه حدود 5 سال طول كشيد تا كار به اجرا رسيد تصريح كرد: قرار بود2سال پيش خودم بهعنوان تهيهكننده، فيلم را بسازم و تا مرحله پيشتوليد و انتخاب بازيگر هم پيش رفتيم، اما به خاطر اينكه وام و تسهيلات فارابي آماده نشد كار متوقف شد. تا اينكه سال گذشته با كمك حسن حسندوست فيلمنامه به محمد مهدي دادگو ارايه شد و ايشان هم ما را به هارون بشايايي معرفي كرد. هارون يشايايي هم كه تهيهكنندهي شاخصي در سينماي ايران هستند آمدند و با پشتكار ، علاقهمندي و حسي كه با اعتماد همراه بود به تمام حرفهايي كه زدند عمل كردند و باعث شدند فيلم ساخته شود.
اين كارگردان «ديوار» را داراي يك داستان واقعي و مستند دانست و گفت: اين فيلم مبتني براساس يكسري از اتفاقات مستند در زندگي دختراني كه دراين سنوسال هستند و دررشته موتورسواري فعاليت ميكنند شكل گرفته است وعمدتا بعضي از آنها بهدليل آنكه سنشان بالاتر رفته، نميتوانند دراين رشته كار كنند و اين باعث شده حتي بعضيهايشان كارشان را از دست بدهند و درآمد خانواده بريده شود.
وي ادامه داد: اين فيلم درعين حال ميتواند يك سنبل از زندگي بسياري از دختران و زنهايي باشد كه تلاش ميكنند كارآفرين باشند، ولي متاسفانه در اجتماع با مشكلاتي روبهرو ميشوند كه بخشي از اين مشكلات از سوي خود خانوادهها پيش ميآيد.
طالبي همچنين گفت: قصد داشته است در اين فيلم به مسالهي بيكاري هم بپردازد كه مشكل واقعي جوانان و دختران درجامعهي فعلي خودمان است.
كارگردان «ديوار» در بخشي از اين گفتوگو دربارهي انتخاب گلشيفته فراهاني براي ايفاي نقش اصلي اين فيلم با بيان اينكه از همان ابتدا او را مدنظر داشته است گفت: حتي در نوبت اولي كه قرار بود فيلم ساخته شود با او صحبت هم شده بود و چند فيلم را بهخاطر فيلم ما رد كرد و در نهايت قرار گذاشتيم، هر موقع شرايط مناسب فراهم شود، فيلم را بسازيم كه خوشبختانه «ديوار» با او ساخته شد.
وي با بيان اينكه گلشيفته فراهاني زحمات زيادي براي ايفاي اين نقش كشيده است، ادامه داد: متاسفانه اين زحمات كمتر ديده شد. او براي اين فيلم يكماه با مربي تمرين كرد و موتور سواري ياد گرفت. قسمتهاي پايين ديوار را خودش موتور سواري كرد و حتي به خاطر فشار كار يكبار بيهوش شد؛ اما متاسفانه در سينماي ما اساسا اين زحمتها ديده نميشود.
طالبي با اشاره به ساير بازيگران گفت: چون گلشيفته فراهاني هنرپيشه حرفهاي بود، بايد ديگر بازيگران را هم حرفهاي ميآورديم از جمله محمد كاسبي ،آزيتا حاجيان و دوبازيگر جوان بنام هاي مهرداد صديقيان و معصومه ميرحسيني كه در كارشان بسيار موفق بودند.
او ادامه داد: دوست نداشتم تركيبي از بازيگر و غيربازيگر كنار هم قرار بگيرند و حتي براي نقش سرباز هم از بازيگر استفاده كردم.
اين كارگردان ساخت «ديوار» را سختترين فيلم دوران كاريش دانست و اظهار داشت:اين فيلم بهدليل خطرناك بودنش سخت بود و هرلحظه ممكن بود اتفاقي بيافتد. گرفتن صحنههاي داخل ديوار مرگ به دليل نوبودن فضا شرايط خاص خودش را داشت و يك ماه زمان برد؛ اين صحنهها كاملا به شيوه مكانيكي گرفته شد و از پردهي سبز استفاده نكرديم و درواقع همهچيز در صحنه شكل گرفت كه اين موضوع دشواريهاي زيادي به همراه داشت.
وي افزود: فيلمبرداري از موتوري در داخل ديوار مرگ كه با سرعت 50 كيلومتر ميچرخد؛ بسيار مشكل بود و نورپردازي خاصي هم نياز داشت و نميتوانستيم زياد آنرا تغيير دهيم واين موضوع دكوپاژ را هم سخت ميكرد. مشكلات سينماي ايران را هم مانند نبودن لنزهاي مناسب كه بتوانيم درارتفاع 7 متر دوربين را قرار دهيم تا كلوزآپ بگيريم را هم بايد اضافه كرد.
طالبي دربارهي پايانبندي اين فيلم با بيان اينكه علاقهمند است، رگهاي از اميد در فيلمهايش باشد تصريح كرد: من معتقدم اگركاري براي مردم و طبقات محروم انجام ميدهيم؛ نبايد آنها را از زندگي مايوس كنيم و اين فقط بار آنها را سنگينتر ميكند. وقتي ما آينهاي ميشويم براي نشاندادن زندگيهاي آنها بايد دستشان را بگيريم و ياري رسانشان باشيم تا بتوانند بار سنگين زندگي را بر دوش كشند. اين موضوع در روحيهام هست، اعتقاد دارم و فكر ميكنم هيچ دري هيچ وقت بسته نيست و ميتوان كار كرد و دريچههاي ديگري را باز كرد؛ چون زندگي جريان دارد و نميايستد.
وي ادامه داد: پايان «ديوار» هم راهحلي بود تا اين دختر بتواند از بنبستي كه درونش گرفتار شده خلاص شود. فكرهاي ديگري براي پايان فيلمشده بود؛ اما اين بهترين فكر بود تا نشان دهيم اين چرخيدن در دايره كه ميتواند سمبلي از دايره زندگي باشد، همچنان ادامه دارد و هيچ وقت قطع نميشود.
كارگردان فيلمهاي «شهرموشها»و«كيسه برنج» درباره وقفه 5 ساله فيلم سازيش قبل از ساخت «ديوار» به ايسنا گفت: نگرش ما به عنوان افرادي كه در كار فيلمهاي كودكان و نوجوانان فعاليت ميكرديم باعث شد كمي از اين سينما فاصله بگيريم و اين نوع سينما كمي مهجور بماند و همين باعث شد، مثل بقيه فيلمسازان ديگر كه دراين زمينه كار كردند كمي در انزوا قرار گرفتيم بهخصوص بعد از فيلم «تو آزادي» و جرياناتي كه براي اين فيلم بوجود آمد.
وي ادامه داد: «تو آزادي» با هدف طرح بيان مشكلات بچههاي خياباني ساخته شد و زندگي اين بچهها و مشكلاتشان را مورد بررسي قرار ميداد كه اتفاقا مشكلاتي بود كه شهرداري و ارگانهاي ديگر مانند بهزيستي دست به گريبانش بودند. آن فيلم را با اين احساس كه خدمتي به كودكان و نوجواناني كه اين معضل را آن موقع داشتند و بدون هيچ هدف اقتصادي شخصا تهيه كردم تا بتوانيم سروساماني به زندگي اين بچهها بدهيم و مردم آشنا شوند و كمك كنند ولي متاسفانه ديدگاههاي مديران فرهنگي ما اصلا شامل اين بحثها نميشد، هيچ وقت از اين زاويه نديدند كه اين فيلم با چنين هدفي ساخته شده است.
اين كارگردان گفت: «تو آزادي» يك اكران خيلي كوتاهي در سينمايي داشت و حتي هنوز موفق نشديم آنرا به رسانهها و تلويزيون بدهيم تا بتوانيم خسارتي كه متحمل شديم جبران كنيم . طبيعي است وقتي يكي دوبار از اين اتفاقات در سينما برايتان بيافتد كافي است نتوانيد تامدتها فيلم بسازيد و متاسفانه اين اتفاق افتاد و 4 و 5 سال كار زيادي نميكردم و من هم مانند بسياري از كساني كه در سينماي كودكان و نوجوانان كار ميكردند، متوقف شدم.
وي وضعيت امروز سينماي كودك را حاصل همين برخوردها دانست و اظهار داشت: ما خيلي علاقه داشتيم اما آنقدر برخوردهاي ناجوري با ما شد كه ما را زده كرد و در عين حال وضعيت بحراني هم از نظر زندگي پيدا كرديم. چون ما درآمد ثابت و ماهيانه از جايي نداريم و تنها دستمزد ميگيريم و در چنين شرايطي اگر مثلا 12 ميليون تومان هم ضرر كنيم شرايطي پيش ميآيد كه آدم از نظر روحي رواني خيلي تحت فشار قرار ميگيرد و مجبور ميشود كارهاي ديگري انجام بدهد.
طالبي تصريح كرد: اساسا فيلمسازاني مثل ما اگر نخواهند سراغ تلويزيون بروند و كارهايي كه دوست ندارند نسازند؛ واقعا مشكلات دارند و طبيعي است، اهالي سينماي كودك پراكنده شوند و كار نكنند. البته بعضيها فيلمهايي دولتي ساختند كه متاسفانه موفق نبودند. الان سينما هم گرانشده و فكر برگشت سرمايه كمي سخت است و نميتوان دست از پاخطا كرد. سينماي كودك به بخش دولتي وابسته است و فعلا بايد منتظر بمانيم.
وي با تاكيد براينكه كه فضاي گذشته براي سينماي كودك وجود ندارد و از بين رفته است، معتقد است: اهالي سينماي كودك هستند و آنها سينما را ميسازند. ارزش افكار بسيار بالاتر از سرمايههاي دولتي است و اينها علاقهمندند باز اين سينما را هر كدام در نوع كار خودشان شكل بدهند. همهي ما ميتوانيم روي زاويه كار خودمان به اين سينما كمك كنيم. بايد راهحلهايي پيدا كنيم تا بتوانيم اين سينما را دوباره احيا كنيم نه آنكه آنرا كنار بگذاريم.
طالبي خاطرنشان كرد: الان وقتي ميخواهيم فيلمي را شروع كنيم 2 راه وجود دارد، يكي اينكه همان قانون كلي كه سينماي ايران داشته، يك سوژه دم دستي انتخاب كني كه ساختش بسيار هم ساده است زود هم اكران ميگيرد، اما اگر بخواهي حرفي در فيلم مطرح شود، گرفتار ميشوي و نميتوان نوع ديگري سينما را دنبال كرد به هرحال اين فضا بايد براي كساني كه ميخواهند نگاه متفاوتي به سوژهها داشته باشند باز شود.
اين كارگردان در بخش ديگري از سخنانش با بيان اينكه علاقهمند ندارد، فيلم گيشهاي بسازد اظهار داشت: تيپ كاري كه انجام ميدهم يك نوع سينماي اجتماعي طبقات متوسط جامعه به همراه طرح مشكلات مردم است و اين وضعيت هميشه در فيلمهايم وجود دارد.
وي افزود:اصلا تفاوتي بين «ديوار» و فيلمهاي ديگرم نميبينم. اين فيلم هم دنبال كار قبليام «توآزادي» است. ما بايد تلاش كنيم فيلمهايي بسازيم كه داخلش سرگرمي هم باشد و مردم بيايند و آنرا ببينند .
طالبي با بيان اينكه از «شهر موشها» پلهپله جلو رفته است گفت: هميشه پلهپله كار ميكنم. درهر فيلمي براساس تواناييهايي كه دارم و امكاناتي كه سينماي ايران دارد سعي ميكنم كمي پيشرفت كنم و سعي كردم ضعفهايم را جبران كنم و در كارهايم خط مشخصي را بگيرم و پلهبهپله بهتر شوم.
وي با اظهار اميدواري از اينكه «ديوار» در اكران ديده شود خاطرنشان كرد: بخش مهم برميگردد به اينكه مردم هم حوصله داشته باشند و بيايند فيلم را ببينند و جديتر به موضوعات نگاه كنند. اگر اين فيلم بتواند مخاطب خوبي داشته باشد، شايد روي تهيهكنندگان ديگر هم موثر باشد كه فيلمهايي بسازند كه مسائل اجتماعي را عنوان كند.
وي افزود: من سودي ازاكران فيلم نميبرم، اما دلم ميخواهد تهيهكنندهاي كه ميآيد و با اين همه زحمت بدون كمك هيچ ارگان دولتي هزينه و كوشش ميكند ضرر نكند و برايم مهم است كه استفاده كند تا بتواند فيلم بعدياش را بسازد.
«ديوار» دوازدهمين ساخته بلند محمدعلي طالبي بعد از فيلمهاي همچون «كيسه برنج»، «تيكتاك»، «چكمه» و... درباره زندگي خانوادهاي است كه پدر خانواده موتورسوار روي ديوار مرگ است كه دچار حادثه ميشود و دختر و پسر آن براي گذراندن زندگي كار پدر خود را در پيش ميگيرند. گلشيفته فراهاني، مهرداد صديقيان، محمد كاسبي، آزيتا حاجيان، معصومه ميرحسيني، منوچهر آذري و ابراهيم آبادي در اين فيلم به ايفاي نقش ميپردازند.
محمدرضا عليقلي براي اين فيلم موسيقي ساخته و حسن حسندوست آن را تدوين كرده است. محمدعلي طالبي «ديوار» را بعد از هفت سال كه از ساخت فيلم «تو آزادي» ميگذرد، ساخته است.
سی نت :
کارگردان: محمدعلي طالبي
بازيگران: گلشيفته فراهاني، محمد كاسبي، مهرداد صديقيان، کورش ستوده، آزيتا حاجيان، معصومه ميرحسيني، منوچهر آذري، ابراهيم آبادي و فرحناز منافي ظاهر
......................................................
ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:
فيلمنامه: محمدعلي طالبي
تهيهكننده: هارون يشايايي، محصول شركت پخشيران
مدير فيلمبرداري: حسين جعفريان
تدوين: حسن حسندوست
طراح صحنه و لباس: سعيد آهنگراني
مدير صدابرداري: بهمن اردلان
عكاس: ميترا محاسني
طراح گريم: عبدالله اسكندري
مدير توليد: محمد علينقي كني
......................................................
خلاصه داستان: پدر يك خانواده كه موتورسوار روي ديوار مرگ است، دچار حادثه ميشود و دختر و پسر او براي گذران زندگي، كار پدر را در پيش ميگيرند.
......................................................
يادداشت: « ديوار » جديدترين ساخته محمدعلي طالبي است.
- برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري (حسين جعفريان) از بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر - 1386
- كانديد سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني از بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر - 1386
- كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (گلشيفته فراهاني) از بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر - 1386
- كانديد سيمرغ بلورين بهترين تدوين (حسن حسندوست) از بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر - 1386
- كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل (محمد كاسبي) از بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر - 1386
- كانديد سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس (سعيد آهنگراني) از بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر - 1386
- كانديد بهترين فيلم، بهترين كارگرداني، بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر نقش اول زن (گلشيفته فراهاني) از دومين جشن منتقدان و نويسندگان سينمايي
خبرگزاری فارس : به گزارش خبرگزاري فارس، از فردا چهارشنبه (9 مرداد) مصادف با عيد مبعث، قرار است دو فيلم جديد ايراني جايگزين فيلمهاي روي پرده شوند كه از اين بين نمايش «هميشه پاي يك زن در ميان است» قطعي شده، اما «احمد ميرعلايي» تهيهكننده «فرزند خاك» قصد دارد نمايش عمومي فيلمش را يك هفته به تعويق بياندازد تا هم تبليغات فيلم گستردهتر شود و هم سينماهاي ديگري به سينماهاي نمايش دهنده اين فيلم اضافه شود، گرچه بر اساس مصوبه شوراي صنفي نمايش، نمايش اين فيلم بايد از فردا آغاز شود.
بنا بر اين گزارش، از فردا اكران فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» (كمال تبريزي) از فردا به جاي «تيغ زن» (عليرضا داودنژاد) در گروه سينمايي قدس آغاز خواهد شد.
به گزارش فارس، «هميشه پاي يك زن در ميان است» از فردا در 18 سينماي تهران و 23 سينماي شهرستانها، اكران خواهد شد.
در تهران، فيلمهاي قدس، صحرا، ماندانا، اريكه ايرانيان، پيروزي، شهرهنر، بهمن، شاهد، عصرجديد2، پارس، ملت، جوان، كارون، پايتخت، مركزي، تهران، زندگي و جمهوري فيلم «كمال تبريزي» را نمايش ميدهد و شهرهاي مشهد، اصفهان،شيراز، تبريزي، اهواز،همدان، رشت، قزوين، اراك، يزد، قم، بوشهر، اردبيل، بندعباس، اروميه، كاشان، خرم آباد، ساري، چالوس، آمل، بابلسر، اسلامشهر، كرج و شهرك انديشه نيز اين فيلم را اكران ميكنند.
از هفته سوم اكران «هميشه پاي يك زن در ميان است» با سينماهاي بيشتري ادامه مييابد.
حبيب رضائي، گلشيفته فراهاني، مهران مديري، رضا كيانيان،آهو خردمند، اسماعيل خلج، حسن معجوني، صبا كمالي،حبيبالله حداد، سياوش چراغيپور، شبنم مقدمي، مژگان جودي و هنگامه صالحي بازيگران اين فيلم هستند.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده: «به يك خيابان پر از ترافيك دقت كنيد به اكثر قهر و دعواي همسايهها، هم محلهايها و خانوادهها توجه كنيد. حتي دعواي هابيل و قابيل را دوباره مرور كنيد. هميشه پاي يك زن در ميان است.»
«هميشه پاي يك زن در ميان است» را محسن علياكبري تهيهكرده و داريوش بابائيان كه يكي از سرمايهگذاران فيلم است آن را در شكوفافيلم پخش ميكند.
نمايش فيلم «فرزند خاك» نيز در از فردا يا هفته آينده گروه سينمايي استقلال آغاز ميشود.
پخشكننده اين فيلم (سازمان توسعه سينمايي سوره) تاكنون با 6 سينماي استقلال، فرهنگ، بهمن، ايران، شاهد و سپيده قرارداد بسته است.
فيلم سينمايي «فرزند خاك» ساخته محمدعلي باشهآهنگر در حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي توليد شده است.
اين فيلم تاكنون جوايز فراواني از جمله تنها سيمرغ زرين جشنواره بينالمللي فيلم فجر ويژه بهترين فيلم از نگاه ملي، سه سيمرغ بلورين در بخشهاي مختلف داخلي و بينالمللي جشنواره فيلم فجر و جايزه بهترين بازيگر و بهترين كارگردان جشن انجمن منتقدين و نويسندگان سينماي ايران را از آن خود كرده است، و با توجه به مضمون جذاب و بديع و ويژگيهاي داستاني و ساختاري پيشبيني ميشود با استقبالي چشمگير از سوي مخاطبين نيز روبرو شود.
«فرزند خاك» بازگوكننده داستان زني است كه براي بازگرداندن جنازه همسر شهيدش كه در كردستان عراق مدفون شده، راهي اين ديار ميشود و در آنجا با اتفاقات جديدي روبرو ميشود.
محمدعلي آهنگر و محمدرضا گوهري، «سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه» و مهتاب نصيرپور، «سيمرغ بلورين نقش دوم زن» بيست و ششمين جشنواره بينالمللي فيلم فجر را به خاطر اين فيلم از آن خود كردند.
از بازيگران اين فيلم ميتوان به: مهتاب نصيرپور، قاسم زارع، حميد ابراهيمي و حسين آهنگر اشاره كرد.
به گزارش فارس، نمايش فيلم حس پنهان(مصطفيرزاق كريمي) در گروه سينمايي آزادي ادامه مييابد و از هفتههاي آينده فيلم پرچمهاي قلعه كاوه (محمد نوريزاد) جايگزين آن خواهد شد و نمايش فيلم 10رقمي(همايون اسعديان) نيز تا 30 مرداد در گروه سينمايي عصرجديد ادامه خواهد يافت و بعد از آن فيلم ريسمان باز (مهرشاد كارخاني) اكران خواهد شد. نمايش فيلم ديوار(محمدعلي طالبي) نيز در گروه سينمايي آفريقا تا عيد فطر و آغاز نمايش فيلم دعوت(ابراهيم حاتميكيا) ادامه مييابد.
روزنامه اعتماد : مجيد مجيدي کارگردان شناخته شده سينماي ايران ديروز در قالب گفت وگويي با ضميمه روزنامه جام جم که به مناسبت آغاز بيستمين سال رهبري حضرت آيت الله خامنه يي منتشر شده بود، نکات قابل توجهي درباره نگاه و ديدگاه مقام معظم رهبري به حوزه فرهنگ و هنر به ويژه سينما و اشراف ايشان به مسائل مختلف اين حوزه بيان کرد. مجيدي در اين گفت وگو با اشاره به ديدار دو سال قبل تعدادي از کارگردانان سينما با رهبري و ذکر جمله معروف «کليد پيشرفت کشور در دست شماست»، گفته است؛ «اگر آقا انتظار دارند که در سينماي دفاع مقدس ارزش هاي والاي انقلاب و دفاع مردم ايران به تصوير کشيده شود حتماً منظورشان صورت فيزيکي جنگ نيست که متاسفانه در سينماي دفاع مقدس به استثناي چند کار درخشان، بيشتر فيزيک جنگ به تصوير درآمده است. در صورتي که بايد روح بزرگ و متعالي دفاع مردم ما در سينماي دفاع مقدس تجلي يابد.» مجيدي با اعلام اينکه مقام رهبري حتي سينماي روز دنيا را دنبال مي کنند، گفته است؛ «منتهي اين به آن منزله نيست که ايشان بخواهند براي کسي نسخه بپيچند يا بخواهند سينما را به سمتي ببرند. ايشان همواره نگاه کلي را ترسيم کرده اند. منتهي متاسفانه مسوولان ما بيشتر در سطح ماجرا مانده اند.» مجيدي در اين گفت وگو بارها عملکرد مسوولان فرهنگي کشور در مقاطع مختلف را نامطلوب دانسته و از رويکرد «کميت گرايي» آنها در مقابل توجه به عمق و محتواي مضامين مورد اشاره رهبري به شدت انتقاد کرده است. او با بيان اين پرسش که «در سه دهه بعد از انقلاب چقدر هنرمند انقلابي توانسته ايم پرورش دهيم که کارشان مطلوب و متناسب با استانداردهاي هنري باشد؟» به توليدات اخير سينما هم اشاره کرده و گفته؛ «مديران به جاي اينکه به فکر کيفيت باشند، آمار مي دهند که مثلاً 90 فيلم ساختيم. خب بياييم ببينيم که از اين 90 فيلم چند تايش به درد مي خورد.» به گفته مجيدي در هيچ دوره يي سياستگذاران فرهنگي نتوانسته اند به وجود آورنده اتفاقات بزرگ باشند و به همين دليل هم آقا در ديدار با سينماگران انتقاد کردند به وضعيت موجود و به صراحت گفتند اميد من به شماهاست. مجيدي در بخش ديگري از گفت وگو با ضميمه روزنامه جام جم به نقل از يکي از دوستان آورده است؛ «يکي از دوستان تعريف مي کرد که فيلم بادبادک باز تازه ساخته شده بود آقا گفته بودند که رمانش فوق العاده است، اميدوارم فيلمش هم به اندازه رمانش باشد. همه اينها نشان دهنده اشراف جدي ايشان به مقوله هنر است.» مجيدي در بخش ديگري گفته هرگز چنين نبوده که آقا فيلمي را تاييد يا رد کنند. يا حداقل من هرگز نديدم يا نشنيدم که به صراحت درباره فيلمي سخن بگويند حالا چه تعريف باشد چه نقد. سازنده فيلم تقديرشده «بچه هاي آسمان» با تاکيد اين نکته که اين صحبت هايش نبايد اين تلقي را ايجاد کند که ما داريم فلان مدير فرهنگي کشور را زير سوال مي بريم نتيجه گرفته است ساختار مديريت فرهنگي کشور است که اشکال دارد و براي همين است که قوه مجريه يک چيزي مي گويد، قوه مقننه مي آيد آن را وتو مي کند. قوه قضائيه هم حرف خودش را مي زند. يعني همه مختار هستند که در اين حوزه ورود پيدا کنند. شما بارها ديده ايد فلان فيلمي را که از ارشاد مجوز دارد کميسيون فرهنگي مجلس پايين مي کشد. يا حوزه علميه يک چيزي مي گويد.به گفته مجيدي الان مسوولان فرهنگي کشور بيشتر به دنبال تامين سلايق گوناگون هستند. نگاه مي کنند ببينند که حوزه علميه، مجلس يا قوه قضائيه چه مي گويد، چون نگران اين هستند که فلان مجموعه يا فلان فرد چه خواهد گفت. تا موقعي که اين نگاه هست اتفاقي نمي افتد. يک هنر بي خاصيت و کليشه يي به وجود مي آيد که کمترين تاثيري ندارد.مجيدي در بخش دوم صحبت هايش به بيان خاطراتي از ديدار با مقام معظم رهبري به ويژه نمايش فيلم «بدوک» براي ايشان و تاثيرات آن بر مسوولان منطقه پرداخته و گفته است؛ «مي دانيد که فيلم توسط وزير ارشاد وقت توقيف شد. نگذاشتند به جشنواره ها برود. فقط به کن رفت و رئيس جمهور وقت نامه يي 11 بندي خطاب به من و حوزه هنري نوشت و توضيح خواست. در بند اول آمده بود که ما اين همه سد و سيلو در کشور ساختيم، اين همه آباداني چرا راجع به اينها فيلم نساختيد؟ هجمه هاي زيادي به من شد ولي در برابر همه اين هجمه ها آقا يک پيغامي به من دادند که اگر قرار باشد کسي انتقاد کند و به چالش بکشاند همين شماها هستيد.»مجيدي در پاسخ به اين پرسش که آيا درباره فيلم «بچه هاي آسمان» هيچ وقت با مقام معظم رهبري صحبت کرديد، پاسخ داده است؛ «در جلساتي که با سينماگران داشتند مستقيم نام نياوردند ولي مصداق هايي را از اين فيلم و رنگ خدا برشمردند که سينما بايد مضاميني اينچنيني را مطرح کند.» مجيدي از عملکرد وزارت ارشاد در قبال سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با سينماگران هم انتقاد کرده و در پايان آورده است؛ «خيلي ها بعد از چاپ اين مصاحبه خواهند گفت که مجيدي هم نگاه حکومتي دارد ولي خدا خودش مي داند که نگاه من به ايشان خيلي متعالي است و برايم آن زمان که هنوز رئيس جمهور نبودند و بعد که بودند و مي آمدند پيش ما و سر سفره با ما املت مي خوردند با الان که رهبر مملکت هستند فرقي نکرده اند. الان هم همان تعامل، صميميت و تواضع را دارند که آن موقع داشتند. اهميتي که ايشان براي هنرمندان قائل هستند براي بالاترين مقام هاي سياسي کشور قائل نيستند.»
خبرگزاری فارس : «محمد پيرهادي» تهيهكننده تازهترين فيلم «ابراهيم حاتميكيا» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت:مشغول انجام كارهاي مقدماتي اكران «دعوت» در عيدفطر و گروه آفريقا هستيم.
وي ادامه داد:آنونس فيلم را كه ميثم مولايي ساخته است،براي كسب مجوز به اداره نظارت ارشاد اسلامي فرستادهايم تا پس از اخذ آن،در آستانه اكران در سينماهاي نمايش دهنده ،پخش شود.
پيرهادي درباره مراحل آمادهسازي مواد تبليغاتي «دعوت» به فارس گفت:مواد تبليغاتي فيلم را بهزاد خورشيدي آماده ميكنند كه مراحل طراحي و تهيه پوستر در حال انجام است و بزودي آماده ميشود.
براين اساس،«دعوت» به كارگرداني «ابراهيم حاتمي كيا»،فيلمي اجتماعي است كه ساختاري اپيزوديك دارد و داستان چند خانواده متفاوت، با بحراني مشابه روايت ميشود كه هر كدام از آنها بنا به نگاه خاص خود به اين بحران واكنشهايي از خود بروز ميدهند.
آخرين فهرست عوامل سازنده «دعوت» كه از سوي «محمد پيرهادي» منتشر شده است، به شرح زير است:
مديرفيلمبرداري: تورج منصوري، طراح صحنه و لباس: كيوان مقدم، طراح چهرهپردازي: مهين نويدي، ساخت موسيقي: محمدرضا عليقلي، صدابردار: مهران ملكوتي، دستيار اول كارگردان و برنامهريز: عليرضا شمس شريفي، منشي صحنه: مينا زرپور، عكاس: اسماعيل حاتميكيا، مدير توليد: محمدرضا منصوري، جلوههاي ويژه: عباس شوقي، تدوين مهدي حسينيوند و تهيهكننده: محمدي پيرهادي.
بازيگران: محمدرضا فروتن، مهناز افشار، كتايون رياحي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ثريا قاسمي، رضا بابك، سيامك انصاري ، فرهاد قائميان، مجيد مشيري، سارا خوئينيها، سحر جعفر جوزاني، آناهيتا نعمتي، هدا ناصح، نگار فروزنده، نگين صدقگويا و محمدرضا شريفينيا.





